دکتر احمد حیدری

دانلود کتاب: إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم pdf

سه شنبه 2 شهریور 1395 02:55 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، علوم قرآنی ادبی ،

دانلود کتاب:

إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم

المؤلــــــف : د محمود العزب

الناشــــــــر : نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزیع

الطبعـــــــة : الاولى

الســـــــــنة : 2006م

برای دانلود کلیک کنید





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم ، إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم pdf ، ترجمه معانی قرآن ، نقد ترجمه قرآن ، اصول نقد ترجمه قرآن ، دانلود إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم ، کتاب إشكالیات ترجمة معانی القران الكریم ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 شهریور 1395 03:00 ق.ظ

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه

سه شنبه 19 مرداد 1395 05:24 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: نهج البلاغه ، علوم قرآنی ادبی ، مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ،

            

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه


برای دانلود اصل مقاله کلیک کنید

چکیده

نقّادی و نقدپذیری در جامعة اسلامی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. انتقاد صحیح موجب شناخت نقاط قوّت و ضعف می‌شود و از این طریق به پیشرفت و اصلاح امور می‌انجامد. برای اینکه هدف اصلی نقد که تکامل و اصلاح فرد و جامعه است و مورد تأکید دین اسلام نیز می‌باشد، محقّق شود، لازم است نقد مبتنی بر اصول و روش‌های صحیح انجام شود. بهترین راه برای دست یافتن به اصول و روش‌های صحیح نقد که مورد پذیرش دین اسلام نیز باشد، استفاده از متون دینی یعنی قرآن مجید و کلام معصومان، علیهم‌السّلام، است. با بررسی انتقادهایی که در قرآن مجید و نهج‌البلاغه صورت گرفته، می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و سازنده پی ببریم.

کلیدواژگان: نقد؛ انتقاد؛ اصول نقد؛ روشهای نقد؛ نقد در قرآن؛ نقد در نهج‌البلاغه.

روشهای نقد در قرآن و نهج‌البلاغه

1ـ نقد به شیوة حکمت، موعظة حسنه و جدال احسن

خداوند در قرآن خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: ﴿اُدْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِوَالْمَوْعِظَةِالْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت از همگان بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است و او به هدایت‏یافتگان داناتر است (النّحل/125). خلیل بن احمد مى‏گوید: «وعظ تذکّر و یادآورى سخنى است که با خیر و خوبى همراه باشد که قلب و دل را لطیف و روشن سازد» (فراهیدی، 1410ق.، ج ‏2: 228).

«جدال» به معنای گفتگوى با نزاع و ستیزه و چیرگى بر یکدیگر است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، 1412ق.: 189) و «حکمت» یعنى به حق رسیدن با علم و عقل (ر.ک؛ همان: 249). علاّمه طباطبائی در تعریف «حکمت» و «جدال» چنین نوشته‌اند: «مراد از حکمت (و خدا داناتر است) حجّتى است که حق را نتیجه دهد، آن هم طورى نتیجه دهد که هیچ شکّ و ابهامى در آن نماند و موعظه عبارت از بیانى است که نفس شنونده را نرم و قلب او را به دقّت درآورد و آن بیانى خواهد بود که آنچه مایة صلاح حال شنونده است، از مطالب عبرت‏آور که آثار پسندیده و ثناى جمیل دیگر آن را در پى دارد، دارا باشد. نیز جدال عبارت است از دلیلى که صرفاً براى منصرف نمودن خصم از آنچه که بر سر آن نزاع مى‏کند، به کار برود، بدون اینکه خاصیّت روشنگرى حق را داشته باشد، بلکه عبارت است از اینکه آنچه را که خصم خودش به تنهایى و یا او و همة مردم قبول دارند، بگیریم و با همان ادّعای او را رد کنیم» (طباطبائی، 1417ق.، ج ‏12: 534).

2ـ انتقاد بدون توهین و کلام ناشایست انجام شود

نقد اصولی و صحیح موجب نمایاندن محاسن و معایب فرد و جامعه است، لذا برای پیشرفت فرد و جامعه سودمند است، امّا براى اجراى آن نباید پا از حدود شرع بیرون گذاشت و در حقیقت، نباید برای انجام چنین کار سودمندی به واجبات شرعی بی‌اعتنا بود و مرتکب محرّمات شد. یکى از محرّمات که احتمال انجام آن در حین انتقاد زیاد است، بدزبانى و دشنام‏گویى است که منتقد مى‏پندارد چون حق با اوست، مى‏تواند از هر زبانى و واژگانى استفاده کند. منطق قرآن و دستور خداوند متعال به موسى و هارون‏، علیهما‌السّلام، باید در این زمینه راهنماى هر مسلمانى باشد: ﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى‏: امّا به نرمى با او سخن بگویید، شاید متذکّر شود یا (از خدا) بترسد (طه/44).

قرآن کریم حتّى دشنام دادن به مشرکان را درست نمى‏شمارد و مؤمنان را کسانى مى‏داند که از هرگونه لغوى دورى مى‏گزینند و نیز حتّى به جاهلان پاسخى در خور و مسالمت‏آمیز مى‏دهند:﴿وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ...: (به معبود) کسانى که غیر خدا را مى‏خوانند، دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل خدا را دشنام دهند(الأنعام/ 108)؛ ﴿وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ: و آنها که از لغو و بیهودگى رویگردانند»(المؤمنون/3)؛﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا: بندگان (خاصّ خداوند) رحمان کسانى هستند که با آرامش و بى‏تکبّر بر زمین راه مى‏روند و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)(الفرقان/63).

هدف از نقد، اصلاح و پیشرفت فرد و جامعه است و یک منتقد زمانی می‌تواند به این هدف دست یابد که با کلام شایسته و از روی ادب و لطف با مخاطب برخورد نماید و از این طریق، خیرخواهی خود را نشان دهد تا کلام و رفتارش در دل و جان مخاطب نفوذ کند و تأثیر مطلوب ایجاد نماید، حال آنکه دشنام‏گویى مانع از نفوذ و سدّ راه همدلى است. اگر هم کمترین امکان تأثیرى در میان باشد، دشنام دادن و بدگویى آن ‏را از میان مى‏برد. از این ‏رو، در منظومة فکرى امام على (‏ع) جایى براى دشنام دادن وجود ندارد و ایشان روا نمى‏دارد که مسلمانى دهان خود را بدان بیالاید. حضرت چون در جنگ صفّین دید که یارانش به لشکریان معاویه دشنام مى‏دهند، آنان را از این کار برحذر داشت و فرمود: «من خوش ندارم شما دشنامگو باشید، لیک اگر کرده‏هاى آنان را بازگویید و حالشان را فرا یاد آرید، به صواب نزدیکتر بُوَد و در عذرخواهى رساتر» (نهج‏البلاغه/ خ 206). در واقع، نهج‌البلاغه و قرآن هر دو دستور می‌دهند که مسلمانان حتّی در برابر دشمن، اصول ادب و عفّت کلام را حفظ کنند، چراکه با دشنام نمی‌توان گمراهان را به سوی حقّ سوق داد، بلکه به عکس، دشنام موجب لجاجت بیشتر دشمن خواهد شد. بنابراین، باید با منطق، برهان و نزاکت اخلاقی، افراد را به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها جذب نمود.

3) انتقاد با ارایة راه حل

انتقادهای قرآن با ارایة راه حل همراه هستند؛ یعنی وقتی در مورد امری انتقاد صورت می‌گیرد، راه حل هم برای اصلاح و بهبود ارایه می‌شود؛ برای نمونه وقتی حضرت لوط به قوم خود به‌خاطر عمل ناشایست ایشان انتقاد می‌کند و آنها را از آن گناه منع می‌کند، راه حلّ مناسب هم به ایشان پیشنهاد می‌کند، چنان‌که حضرت لوط به قوم خود می‌فرماید: ﴿... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ * أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ ...: شما عمل بسیار زشتى انجام مى‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! * آیا شما به سراغ مردان مى‏روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏کنید و در مجلس خود اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟! (العنکبوت /29ـ28)؛ ﴿وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَمِن قَبْلُ کَانُواْ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ قَالَ یَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ: قوم او (به قصد مزاحمت میهمانان) به سرعت به سراغ او آمدند و قبلاً کارهاى بد انجام مى‏دادند، گفت: اى قوم من! اینها دختران منند. براى شما پاکیزه‏ترند! (با آنها ازدواج کنید و از زشتکارى چشم بپوشید!) از خدا بترسید و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!(هود/78).

مرحوم علاّمه طباطبائی در مورد گفتگویی که میان لوط (ع) و قوم او صورت گرفته، نوشته‌اند: «وقتى لوط (ع) دید که قوم همگى بر سوء قصد علیه میهمانان یک‌دست شده‏اند و صرف موعظه و یا خشونت در گفتار، آنان را از آنچه مى‏خواهند، منصرف نمى‏کند، تصمیم گرفت آنها را از این راه فحشاء بازدارد و منظور ایشان را از راه حلال تأمین کند، از طریقى که گناهى بر آن مترتّب نمى‏شود و آن مسألة ازدواج است، لذادختران خود را به آنان عرضه کرد و ازدواج با آنان را برایشان ترجیح داد و گفت: «ازدواج با این دختران، پاکیزه‏تر است و یا این دختران پاکیزه‏ترند» و اگر جملة﴿هؤُلاءِ بَناتِیرا مقیّد کرد به قید﴿هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْبراى این بود که بفهماند منظور لوط (ع) از عرضه کردن دختران خود این بوده که مردم با آنها ازدواج کنند نه اینکه از راه زنا شهوات خود را تسکین دهند» (طباطبائی، 1417ق.، ج10: 505). بهتر است همیشه انتقاد با ارایة راه حلّ مناسب همراه باشد تا به اصلاح و بهبود امور تسریع ببخشد و در حقیقت، براى جلوگیرى از منکرات باید ابتدا راه‌هاى معروف را باز کرد و به مردم نشان داد.

4ـ نقد در غالب داستان‌های قرآن و بیان سرنوشت گذشتگان

تعدادی از آیات و سوره‌های قرآنی به بیان سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته می‌پردازند و از این طریق، نکات آموزنده و تربیتی فراوانی را برای هدایت مردم و نشان دادن خوبی‌ها و بدی‌ها ارایه می‌دهند. قرآن کریم برخی از قصّه‌های خودرا ﴿أَحْسَنَ الْقَصَصِ (یوسف/3) و از خود به ﴿أَحْسَنَ الْحَدِیثِ (الزّمر/23) یاد کرده است: ﴿وَکُلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ: ما از هر یک از سرگذشت‌هاى انبیاء براى تو بازگو کردیم تا به وسیلة آن، قلبت را آرامش بخشیم و اراده‏ات قوى گردد و در این (اخبار و سرگذشت‌ها،) براى تو حقّ و براى مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است(هود/120).

با توجّه به اینکه تاریخ آزمایشگاه مسایل گوناگون زندگى بشر است و آنچه را که انسان در ذهن خود با دلایل عقلى ترسیم مى‏کند، در صفحات تاریخ به صورت عینى بازمى‏یابد، نقش تاریخ را در نشان دادن واقعیّات زندگى به خوبى مى‏توان درک کرد. انسان با چشم خود در صفحات تاریخ، شکست مرگبارى را مى‏بیند که دامن یک قوم و ملّت را بر اثر اختلاف و پراکندگى مى‏گیرد و همین گونه پیروزى درخشان قوم دیگر را که در سایة اتّحاد و همبستگى به دست می‌آید. تاریخ با زبان بى‏زبانی نتایج قطعى و غیر قابل انکار مکتب‌ها، روش‌ها و برنامه‏هاى هر قوم و گروهى را بازگو می‌کند. داستان‌هاى پیشینیان مجموعه‏اى است از پرارزشترین تجربیّات آنها و مى‏دانیم که محصول زندگى چیزى جز تجربه نیست. تاریخ آیینه‏اى است که تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعکس مى‏سازد؛ زشتی‌ها، زیبایی‌ها، کامیابی‌ها، ناکامی‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و عوامل هر یک از این امور را بیان می‌کند. به همین دلیل مطالعة تاریخ گذشتگان، عمر انسان را ـ درست به اندازة عمر آنها ـ طولانى مى‏کند، چرا که مجموعة تجربیّات دوران عمر آنها را در اختیار انسان مى‏گذارد. على (ع) به فرزند برومندش چنین مى‏گوید: «فرزندم! من هرچند عمر پیشینیان را یکجا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم و در آثار ایشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن‌چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیّات تاریخ آنان دریافته‏ام، با اوّلین و آخرین آنها عمر کرده‏ام» (نهج‌البلاغه/ ن 31).

نقد به شیوة داستان در قرآن

برای نمونه به قسمتی از داستان حضرت ابراهیم (ع) و قوم ایشان که در قرآن ذکر شده، اشاره می‌شود: ﴿وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَکُنَّا بِه عَالِمِینَ * إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ * قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِینَ قَالَ لَقَدْ کُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ( الأنبیاء/ 54ـ51).

در این آیات حضرت ابراهیم (ع) به نقد عقیده و عملکرد عمو و قوم او در مورد پرستش بتها پرداختند. پدیده‌ای که در این داستان مورد نقد قرار گرفته، شرک و بُت‌پرستی است.

نمونه‌ای از نقد به شیوة داستان در نهج‌البلاغه

حضرت علی (ع) در خطبه‌ای که به «قاصعه» معروف است، در غالب بیان داستان سجده نکردن ابلیس به حضرت آدم (ع)، به نقد تکبّر و خودبرتربینی پرداختند که ریشة بسیاری از گناهان است. امام علی (ع) ضمن بیان این داستان، به تحلیل عملکرد ابلیس و بیان علل نافرمانی او از خداوند پرداختند: «وَ هِىَ تَتَضَمَّنُ ذَمَّ اِبْلیسَ لَعْنَهُ اللّهُ عَلَى اسْتِکْبارِهِ وَ تَرْکِهِ السُّجُودَ لِآدَمَ عَلَیْهِ‌السَّلاَمُ، وَ أَنَّهُ اَوَّلُ مَنْ اَظْهَرَ الْعَصَبِیَّةَ وَ تَبِعَ الْحَمِیَّةَ، وَ تَحْذِیرَ النّاسِ مِنْ سُلُوکِ طَریقَتِهِ». این خطبه حاوى مذمّت ابلیس ملعون به خاطر استکبار و ترک سجودش نسبت به آدم، علیه‌السّلام، است و اینکه او اوّلین کسى است که بر عدم پذیرش حق اصرار ورزید و پیرو خودخواهى شد و این خطبه مردم را از پیروى راه او برحذر مى‌دارد.

5ـ نقد از طریق ایجاد پرسش

یکی از شیوه‌های قرآنی برای بیان حقیقت و آگاه کردن مخاطب، شیوة استفهام و طرح پرسش است. این شیوه مخاطب را به تأمّل و اندیشیدن دعوت می‌کند و موجب می‌شود تا او در باورهای خود یک بازنگری داشته باشد. استفهام در ادبیّات عرب به استفهام‌های تقریری، انکاری، توبیخی و مانند آن تقسیم می‌شود که هر یک از آنها با توجّه به مخاطب و هدف مطرح شدن امری به کار می‌رود. به کار بردن این شیوه موجب می‌شود تا مخاطب باورهای خود را مورد تردید قرار دهد یا به حقیقت‌هایی اقرار کند. خداوند در قرآن با ایجاد سؤال، آمادگی پذیرش مطلبی را در مخاطب به وجود می‌آورد تا او بتواند به ‌درستی مطلب مورد نظر را تجزیه و تحلیل کند. در این روش، مخاطب با سؤال رو‌به‌رو می‌شود، دربارة موضوع سؤال به فکر فرومی‌رود و زمینة اصلاح نیّت یا اصلاح هدف را از انجام عمل برای خود فراهم می‌کند. لذا این روش در نقد نقش مهمّی دارد.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام در آیات قرآن

﴿یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِیلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ: اى اهل کتاب! چرا دربارة ابراهیم گفتگو و نزاع مى‏کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خود معرّفى مى‏نمایید)؟! در حالى که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمى‏کنید؟! (آل‌عمران/65). در این آیه، خداوند ادّعای نادرست اهل کتاب در مورد ابراهیم (ع) را به شیوة استفهام مورد نقد قرار می‌دهد و آنگاه با بیان علّت اشتباه بودن ادّعای آنها، ایشان را به تعقّل دعوت می‌فرماید.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام و پرسش در نهج‌البلاغه

این شیوه در انتقادهای مطرح شده در نهج‌البلاغه نیز دیده می‌شود؛ از جمله امام علی (ع) در پاسخ کسانی که حضرت را به خاطر تقسیم مساوی و عادلانة بیت‌المال مورد اعتراض قرار می‌دادند، چنین فرمودند: «آیا دستور مى‏دهید مرا که یارى بطلبم به ظلم و ستم بر کسی که زمامدار او شده‏ام؟ سوگند به خدا این کار را نمى‏کنم، مادام که شب و روز دهر مختلف و ستاره‏اى در آسمان (با قوّة جاذبه) ستاره‏اى را قصد مى‏نماید...» (فیض‏الإسلام اصفهانی، 1351، ج 2: 391). بنابراین، ما می‌توانیم یکباره با اندیشه‌های نادرست مخاطبان خود برخورد نکنیم، بلکه با ایجاد سؤال او را به سمت باورهای درست هدایت کنیم.

نتیجه‌گیری

نقد و انتقاد دارای مبانی دینی است و از نظر دین اسلام امری پسندیده است. نقد در صورتی که مبتنی بر اصول و روشهای صحیح صورت پذیرد، موجب پیشرفت و تکامل فرد و جامعه می‌شود. با مراجعه به قرآن مجید و کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه و بررسی انتقادهای صورت گرفته می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و عالمانه پی ببریم. در صورتی که در انتقادهای خود به این اصول و روشها پایبند باشیم، می‌توانیم شاهد نتایج سودمند نقد در جامعه باشیم.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد قرآن ، نقد نهج البلاغه ، اصول نقد ، نقد ترجمه نهج البلاغه ، نقد ترجمه قرآن ، روش نقد ترجمه ، نقد و ترجمه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395 05:27 ب.ظ

اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن

دوشنبه 18 مرداد 1395 05:26 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

عنوان مقاله :

 اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن


  نویسنده : مجید معارف - حسن رضایی هفتادر - سمیه برزین

 

برای دانلود مقاله کلیک کنید

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه قرآن ، ترجمه بلاغی قرآن ، حذف فعل ترجمه ، قرآن بلاغت ترجمه ، اسرار بلاغی ، نقد ترجمه های قرآن ، نقد بلاغی ترجمه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1395 05:30 ب.ظ

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر

چهارشنبه 6 مرداد 1395 12:58 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ،

          

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر (تعریف مسند و مسندٌالیه، تقدیم مسندٌالیه بر مسند فعلی)

سیمین ولوی ؛ طاهره تیزغم

1استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

2کارشناس ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

قرآن کریم در ایجاز و بیان اسلوبی بی‌نظیر دارد و به دلیل برخورداری از ویژگی‌های بلاغی و بیانی، ترجمة آن به دیگر زبانها بسیار دشوار است. لذا مترجم قرآن علاوه بر آشنایی با اسباب نزول و سیاق آیات، لازم است ویژگی‌های بلاغی زبان عربی را به خوبی بشناسد تا بتواند با رعایت دقّت، امانت و بدون حذف و تغییر معنا به ترجمة صحیح آیات بپردازد، امّا برخی از مترجمان بدون توجّه به ویژگی‌های بلاغی قرآن کریم به ترجمة آن می پردازند. در این پژوهش ضمن شرح و توضیح شیوه‌های قصر، ترجمه‌های قرآن کریم در آیاتی که در آنها قصر به شیوة تعریف مسند و مسندٌالیه و یا به شیوة تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی صورت گرفته، بررسی شده است و دشواری‌های انتقال مفهوم قصر در این دو شیوه نشان داده شده است و مشخّص گردیده که می‌توان برای بازتاب مفهوم قصر در تعریف دو جزء، زمانی که قصر به‌وسیلة «ال جنس» باچند تأکید مانند ضمیر فصل و ادات تأکید همراه است، از چند مؤکّد استفاده کردو برای بازتاب مفهوم قصر با تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی می‌توان مفهوم قصر را داخل پرانتز ذکر کرد.

کلیدواژگان: ترجمة قرآن؛ قصر؛ تعریف مسند و مسندٌالیه؛ تقدیم مسندٌالیه




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مقاله ترجمه قرآن ، نقد ترجمه قرآن ، ترجمه قرآن بلاغت ، ترجمه قصر قرآن ، مسند مسند الیه ، قصر نقد ترجمه ، ترجمه بلاغت ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 مرداد 1395 01:01 ق.ظ

ارزیابی ترجمه‌های معاصر فارسی قرآن کریم مشتمل بر مادّه ی «حشر»

یکشنبه 22 فروردین 1395 12:03 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ،

 ارزیابی ترجمه‌های معاصر فارسی قرآن کریم مشتمل بر مادّه ی «حشر»

کاووس روحی برندق  1 ؛ علی حاجی خانی2 ؛ محسن فریادرس3

1استادیار دانشگاه تربیت مدرس، تهران

2استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس، تهران

3دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس، تهران

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

انتقال علوم و معارف از هر زبانی به زبان دیگر، از راه ترجمه ممکن و میسّر است. امّا این جریان انتقال، با وجود نقاط مثبت، نقاط ضعف نیز دارد. توجّه و حسّاسیّت پیرامون این امر در قرآن کریم بسیار حائز اهمیّت است؛ زیرا از منبعی برتر از مادّه سرچشمه می‌گیرد. یکی از این موارد ضعف، در معناشناسی و معادل‌یابی واژه «حشر» و مشتقّات آن دیده می‌شود. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی و تحلیلی جامع و کامل درباره معادل‌یابی این واژه پرداخته است و بدین نتیجه دست یافته است که معادل حقیقی و جامع این واژه، «جمع نمودن و سوق دادن به ‌سوی قیامت» همراه با قید «اجبار» است، امّا این معنای جامع در ترجمه‌های فارسی معاصر از جمله، ترجمه‌های آیتی، الهی‌ قمشه‌ای، رضایی، صفّارزاده، فولادوند، کاویان‌پور، مجتبوی، مشکینی، مصباح‌زاده، معزّی و مکارم شیرزای رعایت نشده است و تنها الهی ‌قمشه‌ای در یک مورد، آن ‌هم به‌ صورت ناقص، بدان اشاره کرده است.

کلیدواژگان: قرآن؛ ترجمه‌های معاصر؛ مادّة «حشر»




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه قرآن ، نقد ترجمه ، مطالعات ترجمه قرآن ، ترجمه معاصر قرآن ، ارزیابی ترجمه قرآن ، مترجمان قرآن ، ماده حشر در قرآن ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 فروردین 1395 12:13 ق.ظ

تعادل واژگانی و اهمیّت آن در فهم دقیق متن (موردکاوی پنج ترجمه فارسی از خطبه‌های نهج‌البلاغه)

یکشنبه 18 بهمن 1394 10:36 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، نهج البلاغه ،

تعادل واژگانی و اهمیّت آن در فهم دقیق متن (موردکاوی پنج ترجمه فارسی از خطبه‌های نهج‌البلاغه)

نویسندگان

سید مهدی مسبوق ؛ مرتضی قائمی ؛ رسول فتحی مظفری

1دانشیار زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان

2دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه بوعلی سینا، همدان

برای دانلود فایل مقاله کلیک کنید

چکیده

یکی از مهم‌ترین مسائل مورد توجّه در فرایند ترجمه، دستیابی به تعادل و برابری در ترجمه است که از طریق مطالعه جنبه‌های مختلف زبان مبدأ صورت می‌پذیرد و یکی از مهم‌ترین زمینه‌های مورد پژوهش در تعادل ترجمه‌ای، برابری واژگانی است. هرچند این امر به شکل کامل در بین دو زبان مبدأ و مقصد، به علّت امکانات زبانی مختلف، قابل دستیابی نیست، امّا وظیفه مترجم این است که تا آنجا که امکان دارد، بکوشد برابرنهادهای واژگانی دقیقی ارائه نماید. یکی از شیوه‌های دستیابی به برابری واژگانی در فرایند ترجمه، توجّه به لایه‌ها و آحاد مختلف معنایی واژگان و پدیده‌هایی همچون شمول معنایی و چندمعنایی و نیز توجّه به بافت و موقعیّت کلام است. از این رو، با تقسیم‌بندی برابری واژگانی به پنج قسمت، افزون بر شناخت حوزه معنایی واژگان، به ترجمه‌ای صحیح و برابر می‌توان دست یافت. این پنج قسم عبارتند از: برابری یک‌به‌یک، برابری یک به چند، برابری چند به یک، برابری یک به جزء و برابری یک به صفر. پژوهش حاضر بر آن است که به تطبیق پنج ترجمه فارسی از خطبه‌های نهج‌البلاغه شامل ترجمه‌های دشتی، شهیدی، فقیهی، فیض‌الإسلام و جعفری بپردازد تا از این رهگذر، میزان موفقیّت مترجمان یاد شده در تحقّق برابری واژگانی را مورد سنجش قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می‌دهد که برخی مترجمان به خاطر آگاهی نداشتن از لایه‌های مختلف معنایی واژگان و نیز شناخت کافی نداشتن از برخی مؤلّفه‌های معنایی همچون پدیده چندمعنایی، معنای مطلق و نسبی واژگان نتوانستده‌اند ترجمه‌ای دقیق ارائه کنند.

کلیدواژگان: برابریابی واژگان؛ ترجمه خطبه‌های نهج‌البلاغه؛ گونه‌های برابری واژگانی.

 

منابع استفاده شده در مقاله

مراجع

قرآن کریم.

آذرنوش، آذرتاش. (1389). فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی. چاپ دوازدهم. تهران: نشر نی.

ابن أبی‌الحدید، عبدالحمید بن هبة‌الله. (1337). شرح نهج‌البلاغه. قم: نشر کتابخانة عمومی آیت‌الله مرعشی نجفی.

ابن‌منظور، محمّد بن مکرّم. (1363). لسان‌العرب. قم: نشر ادب الحوزة.

بحران، کمال‌الدّین ابن‌میثم. (1362). شرح نهج‌البلاغه. بی‌جا: نشر دفتر نشر الکتاب.

ایزوتسو، توشیهکو. (1378). مفاهیم اخلاقی ـ دینی در قرآن مجید. ترجمة فریدون بدره‌ای. تهران: نشر فروزان.

بیکر، مونا. (1393). به عبارت دیگر. ترجمة علی بهرامی. تهران: نشر رهنما.

پالمر، فرانک ریچارد. (1366). نگاهی تازه به معنی‌شناسی. ترجمة کوروش صفوی. تهران: کتاب ماد.

جعفری، یعقوب. (1377). « ضرورت شناخت وجوه و نظایر در ترجمة قرآن کریم». دوفصلنامة ترجمان وحی. صص 21ـ9.

جلالی مریم و ویسی الخاص. (1386). «بررسی مبحث وجوه، نظایر و روابط مفهومی در قرآن و مقایسة آن با مطالعات موازی در زبانشناسی نوین». پیک نور. سال هفتم. شمارة اوّل. صص 71ـ59.

حدّادی، محمود. (1384). مبانی ترجمه. تهران: نشر رهنما.

خویی، حبیب الله. (1358). منهاج البراعة فی شرح نهج‌البلاغة. تهران: مکتبة الإسلامیّة.

دُلیل، ژان. (1381). تحلیل کلام، روشی برای ترجمه؛ نظریّه و کاربرد. ترجمة اسماعیل فقیه. چاپ دوم. تهران: انتشارات رهنما.

دو سوسور، فردینان. (1378). دورة زبانشناسی عمومی. ترجمة کوروش صفوی. تهران: نشر هرمس.

دیوان الهذلیین. (1364ق.).. عنی بتصحیحه احمد الزّین و محمود ابوالوفاء. القاهرة: دارالکتب المصریّة.

ساسانی، فرهاد. (1383). «معناشناسی گفتمانی نگاهی به فیلمک اروپا و آمریکا». مجموعه مقالات هم‌اندیشی نشانه‌شناسی هنر. انتشارات فرهنگستان هنر. صص 79ـ75.

سجودی، فرزان. (1380). ساختگرایی، پساساخت‌گرایی و مطالعات ادبی. ترجمة گروه مترجمان. تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، حوزة هنری.

سعیدیان، اسماعیل. (1392). اصول و روش کاربردی ترجمه. چاپ سوم. تهران: انتشارات رهنما.

سیّدی، حسین. (1375). «نقش بافت در فهم واژگان قرآنی». مجلّة دانشکده ادبیّات و علوم انسانی مشهد. شمارة 1 و 2. صص 60ـ45.

سیوطی، جلال‌الدّین. (1325). المزهر فی علوم اللّغة و انواعها. تصحیح محمّد ابوالفضل ابراهیم. القاهرة: دار إحیاء الکتب العربیّة.

شاملی، نصرالله و اعظم پرچم. (1389). «تداخل معنایی واژگان مترادف در ادبیّات جاهلی و واژگان قرآن». مطالعاتاسلامی:علومقرآنو حدیث. سال چهل و دوم. صص 58ـ31.

صفوی، کوروش. (1392). هفت گفتار دربارة ترجمه. چاپ یازدهم. تهران. نشر مرکز.

عبدالتوّاب، رمضان. (1367). مباحثی در فقهاللّغة و زبانشناسی عربی. ترجمة حمیدرضا شیخی. مشهد: آستان قدس رضوی.

فرحزاد، فرزانه. (1383). «ترجمه‌شناسی مکتب لایپزیک». فصلنامة زبان و ادب. شمارة بیستم. سال هفتم. صص 236ـ229.

فیروزآبادی، سعید. (1387). پانزده گفتار در ترجمه. تهران: نشر کتاب پارسه.

فیروزآبادی، مجدالدّین. (1429ق.). القاموس المحیط. القاهرة: دار الحدیث.

لطفی‌پور ساعدی، کاظم. (1392). درآمدی بر اصول و روش ترجمه. تهران: مرکز نشر دانشگاهی.

مکارم شیرازی، ناصر. (1390). پیام امام امیرالمومنین(ع)؛ شرح تازه و جامعی بر نهج‌البلاغه. قم: انتشارات امام علی بن أبی‌طالب(ع).

نهج‌البلاغه. (1358).شرح و ترجمة محمّدتقی جعفری. تهران: دفتر نشر.

ـــــــــــ . (1379). ترجمة محمّد دشتی. قم: انتشارات مشرقین.

ـــــــــــ . (1373). ترجمة سیّد جعفر شهیدی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

ـــــــــــ . (1381). ترجمة علی‌اصغر فقیهی. تهران: انتشارات مشرقین.

ـــــــــــ . (1331). ترجمه و شرح سیّد علی‌نقی فیض‌الإسلام. تهران: بی‌نا.

نیومارک، پیتر. (1372). دورة آموزش فنون ترجمه. ترجمة منصور فهیم و سعید سبزیان. تهران: نشر رهنما.

ولی‌پور، واله. (1382). «بررسی نظریّات معادل‌یابی در ترجمه». متن‌پژوهی ادبی. شمارة هجدهم. صص 227ـ216.

Bolinger, Dwight and Donald Sears. (1968/1981). Aspects of Language. Newyork.

Cat ford, J.C. (1965). A Linguistic Theory of Translation. London: Oxford University Press.

Fawcett, P. (1997). Translating and language: Linguistic theories Explained. Manchester: StJerome publishing.

Jacobson, R. (1959/2000). On linguistic aspects of translation. In Lawrence Venuti. Pp. 3-11-18.

Kenny, D. (1998). Equivalence’’. Mona baker. Pp.77-80.

Lobner, S. (2000). Understanding Semantics. London: Arnold.

Munday, J. (2001). Introducing translation studies; Theories and applications. London: Routledge.

Nida, E. A. and Charles R. Taber. (1982). the Theory and Practice of Translation. Leiden: E.J. Brill.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: برابریابی واژگانی ، برابریابی ترجمه ، ترجمه نهج البلاغه ، نقد ترجمه ، نقد ترجمه نهج البلاغه ، نظریه نقد ترجمه ، نقد ترجمه قرآن ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 مرداد 1395 07:24 ق.ظ



پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس

آمارگیر وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic