دکتر احمد حیدری

کاربرد کنایه در پرتو آیاتی از قرآن کریم

سه شنبه 12 مرداد 1395 05:04 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: بلاغت ( البلاغة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

            

کاربرد کنایه در پرتو آیاتی از قرآن کریم

نویسندگان

روح‌الله نصیری*

استادیار دانشگاه اصفهان، اصفهان

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

بیان صریح بعضی از معانی خوشایند نیست، ولی به وسیلة کنایه، همان معانی را می‌توان با اسلوبی مؤثّر و بلیغ بیان نمود. کنایه از تصریح بلیغ‌تر است، چراکه کنایه مانند ادّعای مفهومی است با ارائة دلیل. کنایه ذکر ملازم معنایی است تا ذهن مخاطب را از آنچه در کلام آمده، به آنچه نیامده منتقل کند. استفاده از کنایه در کلام علل گوناگونی دارد که از جملة آنها می‌توان به رعایت ادب، تصویرگری، استدلال، تزیین سخن و یا جذابیّت بخشیدن به کلام اشاره کرد. قرآن به تمام قواعدی که به سخن، زیبایی و عمق می‌بخشد، توجّه نموده است. یکی از صنایع لفظی و معیارهای زیبایی سخن، «کنایه» است که قرآن از آن بهرة فراوان برده است و در موارد گوناگون و به انگیزه‌های متفاوت، تعابیر کنایی دارد. در مقالة حاضر، به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بررسی موردی 16 آیه از آیات قرآن کریم، کاربردهای مختلف این شیوة بیانی بررسی شده است.

نای لغوی آرزو و امید، به ذکر آیات و احادیثی که انواع آرزو را بیان فرموده، نیز افرادی که آرزوی آنها در قرآن آمده، پرداخته شده است. ضمن پرداختن به آثار و نتایج آرزوهای مذموم و بیان آرزوهای برتر، انواع متعلّقِ آرزو و آیات مربوط به هر یک ذکر شده است. در این تحقیق، ابزار مورد استفادة نشریّات، کُتُب و اینترنت می‌باشد.

کلیدواژگان: کنایه؛ کاربردهای کنایه؛ کنایه در قرآن.

منابع استفاده شده در مقاله:

قرآن کریم. ترجمة الهی قمشه‌ای، صفّارزاده، طبری، فولادوند، قرشی، معزّی و مکارم شیرازی.

ابن‌منظور، محمّد بن ‌مکرم. (1414ق.). لسان‌العرب. چاپ 3. بیروت: دار صادر.

حمدی، حبیب‌الله. (1376). زیباترین سخن. تهران: مؤسّسة فرهنگی اندیشة معاصر.

تفتازانی، سعدالدّین. (بی‌تا). المُطَوَّل. قم: مکتبة الدّاوری.

جرجانی، عبدالقاهر. (1368). دلائل الإعجاز فی القرآن. مشهد: آستان قدس رضوی.

جرجانی، حسین بن حسن. (1377). جلاء الأذهان و جلاء الأحزان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

حسینی، جعفر. (1413ق.). أسالیب البیان فی القرآن. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

حسینی شیرازی، محمّد. (1423ق.). تبیین القرآن. چاپ 2. بیروت: دار العلوم.

رازی، شمس قیس. (1335ق.). المعجم فی معاییر الأشعار العجم. تصحیح محمّد بن عبدالوّهاب قزوینی. تهران: دانشگاه تهران.

رضایی، غلامعبّاس. (1378). «کنایه و اسباب بلاغت آن». مجلّة زبان و ادبیّات دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. دورة 150. شمارة 0.صص 104ـ99.

زمخشری، محمود. (1407ق.). الکشّاف عن حقایق غوامض التّنزیل. 4 جلد. چاپ 3. بیروت: دار الکُتُب العلمیّه.

زرکشی، بدرالدّین. (1415ق.). البرهان فی علوم القرآن. بیروت: دار المعرفه.

سکّاکی، یوسف بن أبی‌بکر. (1937م.). مفتاح العلوم. بیروت: دار الکُتُب العلمیّه.

سیوطی، جلال‌الدّین. (1386). الإتقان فی علوم القرآن. ترجمة محمّد دشتی. قم: دانشکدة اصول‌الدّین.

شفیعی کدکنی، محمّدرضا. (1366). صور خیال در شعر فارسی. چ 3. تهران: آگاه.

طالقانی، محمود. (1362). تفسیر پرتوی از قرآن. چاپ 4. تهران: شرکت سهامی.

طباطبائی، محمّدحسین. (1363). تفسیر المیزان. ترجمة محمّدباقر موسوی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.

طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن. (1380). تفسیر مجمع البیان. ترجمة محمّد رازی. تهران: انتشارات فراهانی.

عبدالقادر، پریز.(1387). «تطوّر تاریخی کنایه در ادب فارسی و عربی تا قرن هفتم هجری». فصلنامة زبان و ادبیّات فارسی. شمارة 38. صص 90ـ67

فاضلی، محمّد. (1365). دراسة و نقد فی مسائل بلاغیّة هامة.تهران: مؤسّسة مطالعات فرهنگی.

قاسمی، حمیدمحمّد. (1386). «جلوه‌هایی از هنر تصویرآفرینی در قرآن». صحیفة مبین. شمارة 40. صص 75ـ59.

قرشی، علی‌اکبر. (1377). تفسیر أحسن الحدیث. چاپ 3. تهران: بنیاد بعثت.

ــــــــــــــــ . (1371). قاموس قرآن. چاپ 6. تهران: دار الکُتُب الإسلامیّه.

گنابادی، محمّد. (1408ق.). تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة. چاپ 2. بیروت: مؤسّسة الأعلمی للمطبوعات.

مغنیه، محمّدجواد. (1424ق.). تفسیر الکاشف. تهران: دار الکُتُب الإسلامیّه.

مکارم شیرازی ناصر. (1421 ق.). الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل. چاپ اوّل. قم: مدرسة امام علی بن أبی طالب.

مکارم شیرازی، ناصر و همکاران. (1386). تفسیر نمونه. ج 5. تهران: دار المکتب الإسلامی.

مؤدّب، سیّدرضا. (1379). اعجاز قرآن. بی‌جا: أحسن الحدیث.

نیشابوری، حاکم. (1343ق.). مستدرک عَلَی الصحیحین. هند: بی‌نا.

نیشابوری، محمود بن ابوالحسن. (1415ق.). تفسیر ایجاز البیان. تحقیق حنیف ‌بن‌حسن. بیروت: دار العرب الإسلامی.

وحیدیان کامیار، تقی. (1375). «کنایه؛ نقّاشی زبان». مجلّة فرهنگستان. شمارة 8. صص 69ـ55.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنایه ، کنایه در قرآن ، کنایه در سوره ، کاربردهای کنایه ، کنایه در دیوان شعر ، شعر عربی معاصر ، کنایه در نهج البلاغه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 12 مرداد 1395 05:07 ق.ظ

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر

چهارشنبه 6 مرداد 1395 12:58 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ،

          

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر (تعریف مسند و مسندٌالیه، تقدیم مسندٌالیه بر مسند فعلی)

سیمین ولوی ؛ طاهره تیزغم

1استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

2کارشناس ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

قرآن کریم در ایجاز و بیان اسلوبی بی‌نظیر دارد و به دلیل برخورداری از ویژگی‌های بلاغی و بیانی، ترجمة آن به دیگر زبانها بسیار دشوار است. لذا مترجم قرآن علاوه بر آشنایی با اسباب نزول و سیاق آیات، لازم است ویژگی‌های بلاغی زبان عربی را به خوبی بشناسد تا بتواند با رعایت دقّت، امانت و بدون حذف و تغییر معنا به ترجمة صحیح آیات بپردازد، امّا برخی از مترجمان بدون توجّه به ویژگی‌های بلاغی قرآن کریم به ترجمة آن می پردازند. در این پژوهش ضمن شرح و توضیح شیوه‌های قصر، ترجمه‌های قرآن کریم در آیاتی که در آنها قصر به شیوة تعریف مسند و مسندٌالیه و یا به شیوة تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی صورت گرفته، بررسی شده است و دشواری‌های انتقال مفهوم قصر در این دو شیوه نشان داده شده است و مشخّص گردیده که می‌توان برای بازتاب مفهوم قصر در تعریف دو جزء، زمانی که قصر به‌وسیلة «ال جنس» باچند تأکید مانند ضمیر فصل و ادات تأکید همراه است، از چند مؤکّد استفاده کردو برای بازتاب مفهوم قصر با تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی می‌توان مفهوم قصر را داخل پرانتز ذکر کرد.

کلیدواژگان: ترجمة قرآن؛ قصر؛ تعریف مسند و مسندٌالیه؛ تقدیم مسندٌالیه




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مقاله ترجمه قرآن ، نقد ترجمه قرآن ، ترجمه قرآن بلاغت ، ترجمه قصر قرآن ، مسند مسند الیه ، قصر نقد ترجمه ، ترجمه بلاغت ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 مرداد 1395 01:01 ق.ظ

اللفظ و المعنی فی التفکیر النقدی و البلاغی عند العرب

شنبه 4 اردیبهشت 1395 07:56 ب.ظ

نویسنده : حیدری (کاربر دوم)
ارسال شده در: بلاغت ( البلاغة ) ، دانلود کتاب های نقد ادبیات عرب pdf ،

اللفظ و المعنی

فی التفکیر النقدی و البلاغی عند العرب

الاخضر جمعی

برای دانلود فایل کتاب کلیک کنید

 

لم یكن من اهتمامنا مواجهة إشكال اللفظ والمعنى فی النقد العربی القدیم من منظور تصنیفی یبتغی تنزیل النقاد طوائف: لفظیین ومعنویین ومسوّین بین قطبی الدلالة؛ لأننا نحسب أن هذه المباشرة قاصرة، إذ بالإضافة إلى أنها تفترض سلفاً هذا السلّم التصنیفی مما یجعل التحلیل مشدوداً مبدئیاً  إلى  هذه الفكرة، فإنها لا تحدد غالباً مقاصدها من المشكلة، ولا تضبط حقل التناول بصرامة. من هنا تكون مباشرة التصنیف تجاوزاً لكثیر من الخصوصیات التی قد تدعو مراعاتها إلى إغفال كثیر من شائع الآراء.

كما أنه لا یعنینا تعقب دلالة اللفظ والمعنى ومقاییسهما فی التراث؛ ذلك أنه إذا كان من معانی "اللفظ" ما یلفظ به من الكلمات أو یتكلم به، ومن دلالات "المعنى"، القصد، وما یدل علیه اللفظ، فإن عنایتنا مرتبطة بعلائق اللفظ والمعنى ودرجات وعی أعلام التراث بمستویات هذه العلائق. هذه المستویات التی انتهى بنا رصدها إلى إدراجها ضمن منظورین فی معاینة هذا التعلّق: منظور یستخدم فكرة "الائتلاف" فی رصد شبكة الصلات بین الدوال والمدلولات مع ما تعنیه كلمة "الائتلاف" من الوصل والجمع والتوافق. ومنظور یعی فكرة عن البنیة، باعتبار أن خلاصة تفاعل وحدات الكلام فی نسیج السیاق یؤول إلى بنیة أو "هیئة"، دون أن یمتنع تداخل المفهومین فی المجرى الواحد. علماً بأن الرصد تعقب فی كثیر من المفاصل العلائق التی تنتظم  قطبی الدلالة إلى غایة ائتلاف وحدات القول أو تفاعلهما فی بنیة عامة. وكان یمكن أن ننحت عنواناً معاصراً لموضوع البحث ما دمنا بصدد معاینة وعی النقاد العرب القدماء بمشكلات النص والبنیة، إلا أننا فضلنا توظیف ما اعتمده النقاد أنفسهم من اصطلاح، إذ فضلاً عن أن ذلك یوفی بالمستلزمات التاریخیة فإنه ینجینا فی الآن نفسه من تعسف إسقاط الاصطلاح المحدث على القدیم.

وبالقدر الذی انحصر الموضوع فی نواة مركزیة تتمثل فی معاینة التألیف بین عنصری الدلالة أو تفاعلهما إلى غایة البنیة العامة، فإن هذه القراءة لم تحصر نفسها بجنس أدبی معین، ذلك أن اتجاهات النقد العربی القدیم لم تكن تضبط نفسها مطلقاً عند مقاربة إشكال اللفظ والمعنى فی خانة نوع أدبی محدد، بل كان استقصاؤها شاملاً، دون أن نغفل الإشارة إلى تخصیص بعض الفئات نوعاً معیناً بالتركیز، كالفلاسفة وحازم القرطاجنی مثلاً، علماً بأن هذا الشمول لا یلغی الوعی الأولی على الأقل بمفهوم الأنواع الأدبیة فی التراث النقدی. ثم كان هاجس هذه القراءة عاماً یستضیئ بمقولة "الأدبیة" دون أن یغفل مراعاة تنوع الأحكام المتفرعة من معاینة أكثر من نوع أدبی إذا اقتضى الأمر ذلك.

وبالإضافة  إلى  تجاوز البحث مشكلة النوع، فرض علیه استقصاء الاتجاهات النقدیة التی عرفتها الحضارة العربیة الإسلامیة انتشاراً واسعاً شمل من منظور الزمنیة حقبة تبدأ بالجاحظ وتنتهی بحازم القرطاجنّی، ومن منظور الاتجاهات: النقاد، والفلاسفة، والمتكلمین. فإذا كان أمر النقاد بیّناً،ونحن لا نفصل بینهم وبین البلاغیین، إذ الفصل لم یكن حاسماً فی القدیم، فإننا قصدنا بالفلاسفة من عرفوا قدیماً بهذا الوصف من خارج المتكلمین، ونرید بهم من تفقه فی ما ترجم من فلسفات یونانیة بالخصوص. ومثلّ هؤلاء فی النقد الأدبی مساراً أرَّقه التنظیر للظاهرة الأدبیة، دون أن یتناسى الاهتمام بالهیئة التی یتلبسها المعنى، وبالكیفیة التی یستحیل بها الخطاب شعراً أو خطابة، وإذا كان من أقطاب هذا الاتجاه الكندی والفارابی ومسكویه وابن سینا وابن رشد ومن سار على دربهم، فإننا لم نجد بُدّاً من عدّ أبی حیان التوحیدی ضمن هذه الدائرة، ذلك أنه بالإضافة  إلى  كونه أدیب الفلاسفة، شكلت مطارحاته المعرفیة عامة، والأدبیة بالخصوص لحمة جدالیة حاور فیها فلاسفة كمسكویه وأبی سلیمان المنطقی، فكان بذلك أقرب  إلى  هؤلاء، علماً بأن وضعه فی خانة النقاد لا یستقیم والوجهة التی انضبط بها بحث هؤلاء.

وما دام اصطلاح المتكلمین یسع من هبّ قدیماً إلى الدفاع عن العقیدة بالحجة العقلیة، ومثَّل المعتزلة والأشاعرة طائفتی الكلام العظمیین فی التراث، فإن قراءتنا نتاج هؤلاء تجاوزت هذا التصنیف العقائدی، إذ شملت المقاربة معتزلة وأشاعرة معاً، كالخطابی والرمانی والباقلانی والقاضی عبد الجبار وأخیراً عبد القاهر الجرجانی، ذلك أنه لم یكن من اهتمامات هذا البحث سوى استجلاء الرأی فی الروابط التی یمكن أن تنضبط بها علائق عناصر النص فی نظر المتكلمین جمیعاً، ذلك أن المنطلقات العقائدیة المختلفة لم تحُل دون معاینة المشكلة الواحدة بمفاتیح متقاربة؛ ویكفی الإشارة هنا إلى الشبه الكبیر بین القاضی عبد الجبار وعبد القاهر واعتمادهما النحو فی تحدید بنیة العبارة.

وبالاستناد إلى ما سلف یمكننا القول إنه لم یقع بین أیدینا بحث یختص بقضیة اللفظ والمعنى فی النقد العربی القدیم حسب الاتجاهات المحددة سابقاً، ویحصر جوهر استقصائه فی العلائق التی تربط العنصرین فی المستویات المختلفة، دون أن نغفل الإشارة إلى أن هناك بحوثاً بنت مشروعها بمقاربة المسألة من زاویة مغایرة كالشأن مع مصطفى ناصف فی "نظریة المعنى فی النقد العربی"، أو كان اهتمامها محكوماً بمنطلقات نظریة كمؤلف جابر عصفور "مفهوم الشعر"، الذی أفدنا منه ما خص به حازماً بالخصوص، وإن كانت وجهتنا فی هذه الدراسة مباینة لمجرى البحث فی الكتاب؛ وغیرها كثیر كالحال مع المؤلفات التی تهتم بمقاییس الفصاحة والبلاغة للفظ والمعنى مثلاً، إلا أنه یمكننا الإقرار بأن مقال شكری محمد عیاد: "المؤثرات الفلسفیة والكلامیة فی النقد العربی والبلاغة العربیة"، كان  من البحوث التی أفدنا منها فی تحدید وجهة البحث. ثم حوى إنجاز حمادی صمود: "التفكیر البلاغی عند العرب" أجوبةً لكثیر من مشاغلنا المتعلقة بالجاحظ وعبد القاهر والعسكری وابن سنان، وإن كانت إفادتنا من الكتاب عظیمة فی الموضوعات المشتركة بیننا وبینه، إلا أن ذلك لم یحل دون أن تباین آراؤنا جملة من آراء الباحث، ومع ذلك سیبقى الكتاب یمثل قراءة جادة وعمیقة تستضیئ بمفاتیح أسلوبیة معاصرة لكثیر من قضایا البلاغة فی التراث.

ومع كل ما سلف، وخضوعاً لمسایرة طبیعة التناول التی تفرض علینا عزل كل اتجاه عن الآخر، إذ أفردنا النقاد بوقفة، ثم الفلاسفة فالمتكلمین، وأخیرًا مصبّاً تفاعلت فیه الشعب السالفة تمثّل فی حازم القرطاجنی، هذا المنظور الفاصل بین هذه الاتجاهات اقتضى افتراض عدم الصدور عن رؤیة تاریخیة فی معاینة الإشكال المطروح بالأساس، ذلك أن هذه الاتجاهات انبثقت من نسیج الثقافة الواحدة وتفاعلت أسسها ونتائجها؛ فلقد عاصر النقاد والمتكلمون الفلاسفة، وإن كان ما بین أیدینا من نتاج المتكلمین یبدأ بالقرن الرابع الهجری.  من هنا یكون إفراد كل تیار عن الآخر معناه قراءة معادلة للإشكال نفسه من منظور یكرر الزمن ولا یبنیه صعداً، إذ یخضعه  إلى  قراءة دائریة تعید نفسها مجدداً بعین مغایرة لعین. ومع ذلك أملى البحث نفسه بناءً جدالیاً شبه متصاعد، إذ بعد أن اجتزنا مشكلة النقاد فی فصلین، ثم خصصنا الفلاسفة بثالث، فكان میلاد الأطروحة بهذا الثالث انبثاقاً من فكرة التخییل لیبرز مقابلها فی الفصل التالی على ید عبد القاهر هذا المقابل الذی تجسد فی النظم، ثم تنتهی القضیة  إلى  ما یشبه التألیف على ید حازم القرطاجنی إذ انصهر لدیه النظم والتخییل فی تألیف متناسق متكامل. فكأن الدوائر التی تعید نفسها تمردت على المركز وانطلقت فی خط مستقیم، ومع ذلك لم تكن غایتنا محكومة بمنهج تاریخی، بل ظلت عنایتنا متعلقة بمقاربة نصّیّة تستند إلى التحلیل، وإن نازعتهما الحضور أحیاناً إملاءات القضیّة ومقابلها.

ومع أننا لا نستطیع أن ندعی أنه كان بإمكاننا تجرید هذه الرجعة إلى التراث من كل معاصرة أو حداثة، إذ إن كل قراءة تظل أسیرة قناعات الذات ومنطلقاتها، إلا أننا حاولنا تنزیل المحاولة فی سیاقها الثقافی، ولكن ضمن أبنیة حدیثة تستهدف إدراج المقروء فی خانات ضبطها البحث النقدی والأسلوبی المستندین  إلى  أصول البحث اللسانی الحدیث، فبالقدر الذی تستعین فیه المحاصرة بمفاتیح معاصرة، قصد تكییف المقروء للمقاربة الحدیثة، لا تمسخ تاریخه فترى فیه ندّاً للحدیث، ولا تسلمه رقبتها فتستحیل عبداً لإملاءاته، إنما هی المباشرة التی تضمن لنفسها مسافة واعیة بظروف القدیم وبمعطیات الحدیث، ونحسبها بذلك تكون فی منجاة من التطرف.

أما الخطة تفصیلاً، فقد قامت على مدخل وخمسة فصول. خص المدخل بتعقّب الأصول اللغویة والفكریة التی أثّرت فی مشكلة اللفظ والمعنى، كعلاقة اللغة بالفكر، ومشكلة الكلام النفسی التی ولّدها البحث فی قضیة القرآن، وكذلك ثنائیة الهیولى والصورة، دون أن نغفل التعرض لانعكاس الوعی بتمیز وظیفة الخطاب الأدبی عن مجرد الإخبار على فهم النص الأدبی: إذ یتكیف البحث فی علاقة اللفظ بالمعنى فی النص بحسب الوظیفة المبتغاة. وقد وجدنا أن التقدیم للبحث بمتابعة هذه الأصول تنزیل للظاهرة ضمن مصادرها الفكریة واللغویة العامة، فلا یقع اجتثاث لها عن تلك المنابع والأصول.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اللفظ ، المعنی ، النقد الادبی ، البلاغة ، اللغة العربیة ، علاقة اللفظ بالمعنی ، بلاغت و نقد ادبی ،
آخرین ویرایش: شنبه 4 اردیبهشت 1395 08:09 ب.ظ

بایستگی دانش بدیع در تفسیر؛ با نگاهی به تفسیر المیزان

سه شنبه 24 فروردین 1395 11:17 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: علوم قرآنی ادبی ، زیبایی شناسی متن ادبی (کتاب + مقالات ) ، بلاغت ( البلاغة ) ،

بایستگی دانش بدیع در تفسیر؛ با نگاهی به تفسیر المیزان

محمد عشایری‌منفرد*

برای دانلود مقاله کلیک کن

چكیده

از دیرباز یکی از دغدغه‌های دانشمندان تفسیر و علوم قرآن، شمارش دانش‌های بایسته در تفسیر بوده است؛ چندان که علاوه بر کتب علوم قرآن در دیباچة بسیاری از تفاسیر نیز به این دغدغه پرداخته شده است. علم بدیع از دانش‌هایی است که بر بایستگی آن در دانش تفسیر پافشاری شده است؛ اما امروزه که گسست بین تفسیر قرآن و زیباشناسی آن جدی گرفته شده، این مسئله مطرح می‌شود که آیا دانش بدیع، تنها در زیبایی‌شناسی قرآن تأثیر دارد یا اینکه در تفسیر قرآن نیز نقش‌آفرین است؟ این مقاله با انگیزة بررسی همین موضوع و برای رسیدن به نتیجه‌ای روشن دربارة بایستگی دانش بدیع در دانش تفسیر می‌کوشد تا با نگاهی به تفسیر المیزان، به جایگاه‌شناسی دانش بدیع در روش تفسیری علامه طباطبایی بپردازد و نشان دهد که دانش بدیع از بایسته‌های تفسیر است و علامه طباطبایی نیز در فرایند تفسیر آیات الهی از این دانش بهره برده است.

کلیدواژه‌ها: دانش بدیع، تفسیر قرآن، تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، زیبایی‌شناسی، آرایه‌شناسی.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: تفسیر بلاغی ، زیبایی شناسی تفسیر ، الجمالیة ، آرایه های بدیعی ، البدیع ، تفسیر ادبی قرآن ، التفاسیر الأدبیة ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 24 فروردین 1395 11:19 ب.ظ

استعاره‌ های مفهومی در دیوان شمس بر مبنای کنش حسی خوردن

دوشنبه 23 فروردین 1395 09:13 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: سبک شناسی ( أسلوبیة ) ، بلاغت ( البلاغة ) ، زبان شناسی -مقالات اللسانیات ،

استعاره‌ های مفهومی در دیوان شمس بر مبنای کنش حسی خوردن

برای دانلود اصل مقاله کلیک کنید

چکیده

بسیاری از بنیادی ترین مفاهیم ما از جمله زمان، کمیّت، حالت، دگرگونی، کنش، علّت، هدف، شیوه، وجه (modality) و حتی مفهومِ یک مقوله از طریقِ مفاهیم استعاری درک می شوند. مولانا برای نشان دادن جهان عرفانی خود از مفاهیم استعاری بیشترین بهره را گرفته است. «خوردن» از پرکاربردترین واژه هایی است که در دیوان شمس برای نمایاندن تمامی ساحت های مادی و روحانی استفاده شده، و واژه های دیگری از خانوادۀ آن، در بازتاب این معانی به شاعر یاری رسانده است. نوعِ زندگی صوفیه و توجه بیش از حد آن ها به تقلیل طعام، جوع، روزه، اجتناب از کسب و بها دادن به نظریۀ توکل، سبب برگزیدن ناخودآگاه چنین استعاره ای برای مولانا می شود. بر این اساس هشت مقوله ی جمال، حکمت، راز، ذکر، سماع، شادی، عشق و نور به مثابۀ خوراک تفهیم می شوند. در این مقاله با استفاده از نظریۀ شناختی استعاره معاصر به تبیین این استعاره ها پرداخته می¬شود. و در نهایت روشن می گردد که انگارۀ «عرفان خوراک است»، گزارۀ بنیادینِ متن است که یک ذهنیّت استعاری خوراک انگار را در سراسرِ دیوان شمس منتشر کرده است.

کلیدواژگان: مولانا؛ دیوان شمس؛ استعاره مفهومی؛ نگاشت؛ خوراک های استعاری




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: استعاره مفهومی ، سبک شناسی استعاره ، استعاره بلاغت ، الإستعارة ، الأسلوبیة الاستعارة ، انواع استعاره ، استهاره های عربی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 23 فروردین 1395 09:16 ق.ظ

اللغة الفنیة

یکشنبه 22 فروردین 1395 10:43 ب.ظ

نویسنده : حیدری (کاربر دوم)
ارسال شده در: بلاغت ( البلاغة ) ،

اللغة الفنیة

عبدالحمید یونس

برای دانلود فایل کتاب کلیک کنید




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: اللغة الفنیة ، اللسان القومی ، اللبلاغة الجدیدة ، الشخصیة و قوامها اللغوی ، زبان ملی ، زبان فنی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 22 فروردین 1395 10:49 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 6 1 2 3 4 5 6
پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس

آمارگیر وبلاگ

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic