دکتر احمد حیدری

سورة الذاریات / دراسة دلالیة نحویة بلاغیة - بررسی نشانه شناختی، نحوی و بلاغی سوره الذاریات

یکشنبه 24 مرداد 1395 04:28 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مقالات نقد ادبی ، زبان شناسی -مقالات اللسانیات ، سبک شناسی ( أسلوبیة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

سورة الذاریات / دراسة دلالیة نحویة بلاغیة


برای دانلود مقاله کلیک کنید

 

الخلاصة

المــقــدِّمـــةالحمدُ للهِ على مَا مَنَّ بهِ علینا مِنْ مَعرفَةِ أسرارِ كتابِه، وكَشَفَ لنَا عَن مَكْنُونِ فَصلِ خِطَابِه، وعرَّفَنا تَفنُّـنَ أسالیبِه، وألهمنَا تَدَبُّـرَ مَعانِیهِ ووجوهِ إعرابِه، وصلواتُـهُ وسلامُهُ على خَاتَـمِ أنبیائِـه، وخیـرِ أحبابِـه، وعلى آلـهِ وأصحابِـهِ وأتباعِـه.أمَّا بَعدُ:فمِن نِـعَمِ اللهِ-تعالى- المباركة أنِ امتنَّ علینا بتعلُّم وتعلیمِ علوم اللغة والبَیَان؛ فما نكونُ فی شأنٍ، ولا نخوضُ فی أمرٍ، ولا نحامی عن فكرةٍ، أو ننتصرُ لها، ونحملُ النَّاس على أن یروا رأینا، ویُسَلِّمُوا بوجهةِ نَظرِنا، ووَجَاهَةِ أسبابنا، إلَّا كانت اللغة هی أداتنا، والسَّبیل إلى التَّفاهم عمَّا یجولُ فی خواطرنا، وهی الوسیلة الحافظة لمدار الحقِّ وفهمه، لغتنا الأمُّ وكفى، وما ربح من أدار عن كنوزها قفا.لأجل ما تقدم اخترنا البحث فی هذا الموضوع فی الدِّلالة والنحو والبلاغة؛ خدمةً للقرآن الكریم ولغته المباركة، وبعد استشارة ذوی الاختصاص جاء هذا البحثُ بعنوان: (سورةالذَّارِیات- دراسة دلالیة نحویة بلاغیة)؛ بنیَّةِ التَّعلُمِ والمُذَاكَرَةِ والإفادَةِ قبل كُلِّ شیءٍ، فَما أفادنا إیَّاهُ الكریمُ المَنَّانُ سیعودُ-بلا شكٍّ- على الطُّلَّابِ والإخوانِ، ونكونُ قد أحیینا فی داخلنا ووجداننا عِلمَاً هو من أشرفِ أنواع العلوم قَدْرَاً، وأعلاها مكانةً وخطراً؛ لأنَّهُ عِلمٌ یُعنى باستخراج أسرار العربیة من معادِنِها، والكشفِ عن محاسنِ النُّكتِ المودَّعَةِ فی مكامِنها، فهو مُنتقدُ قوى البصائرِ، ومِسْبَارُ غَوْرِ الفهمِ والخاطِرِ، ومِضمارُ ما یقع به التفاضلِ، وینعقد بین الأماثل فی شأنِهِ التَّسابُقِ والتَّناضُلِ.ولمَّا كان كلُّ علمٍ لا ینفَكُّ عن مبادئَ ومقدّماتٍ تكونُ فاتحةً لأمره، ومقاصدَ تكونُ خُلاصةً لسرّه، وتكمیلاتٍ تكونُ نهایةً لحالِه، قسمنا البحث على ثلاثة مباحث تسبقها مقدمة وتمهید، لعلَّها تكون وافیةً بالمطلوب محصلةً للبُغیة بعون علَّام الغُیوب، بَـیَّـنَّا فی التمهید كل ما یتعلق بالسورة، وما یتعلق بالدراسة الدِّلالیة والنحویة والبلاغیة.اختص المبحث الأول بالدراسة الدلالیة فی ستٍ وثلاثین لفظة، وبیان ما فیها من معانٍ.والمبحث الثانی اختص بالدراسة النحویة: (المرفوعات، والمنصوبات، والمجرورات، والأدوات).والمبحث الثالث اختص بالدراسة البلاغیة: (علم المعانی، وعلم البیان، وعلم البدیع).أمَّـا الخاتمة فقد اشتملت على أهم النتائج التی توصل إلیها هذا البحث.أمَّـا مصادر هذا البحث فقد تنوعت حسب ما یحتاجه من مصادر، منها كتب التفسیر واللغة والنحو والبلاغة.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: سوره الذاریات ، دراسة بلاغیة ، دراسة نحویة دلالیة ، سبک شناسی سوره ، معناشناسی سوره ، سبک شناسی بلاغی قرآن ، اعجاز بلاغی قرآن ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 مرداد 1395 04:31 ق.ظ

بررسی تطبیقی اسلوب‌های بیان قصص قرآن در تفاسیر المنار و نمونه

سه شنبه 19 مرداد 1395 05:30 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: علوم قرآنی ادبی ، سبک شناسی ( أسلوبیة ) ،

 

بررسی تطبیقی اسلوب‌های بیان قصص قرآن در تفاسیر المنار و نمونه

محمد مولوی  ؛ معصومه خلیلی


برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

قرآن کریم به عنوان کامل‌ترین کتاب آسمانی، برای هدایت انسان‌ها از فنون گوناگونی استفاده کرده است. از جملة این فنون، بهره‌گیری از اسلوب داستان است که در مواضع و مناسبت‌های گوناگون مطرح می‌کند. هدف قرآن در بیان این داستان‌ها، بیان داستان تخیّلی نیست، بلکه سرگذشت پیشینیان را آیینه‌ای برای عبرت آیندگان قرار داده است و سراسر آن حقّ است. مفسّران قرآن، به‌ویژه در دوران معاصر، به این بُعد از قرآن توجّه خاصّی نموده‌اند‌ تا جایی که از آن، با اعجاز غیبی یا اعجاز قصصی یاد می‌کنند. از جملة این مفسّران رشیدرضا در تفسیر المنار و آیت‌الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه است که عبارتِ «اعجاز قِصَصی قرآن» در بسیاری از مجلّدات آنها به صورت گسترده‌ای به چشم می‌خورد. بررسی این تفاسیر نشان می‌دهد که دیدگاه تمثیلی و تخیّلی مفسّران المنار نسبت به برخی از قصص قرآن باعث گردیده تا نظرات خاصّی را مطابق عقل‌گرایی افراطی و سلفی خودشان به قصص تحمیل کنند. در مقابل، تفسیر نمونه با دیدگاهی معتدلانه، بی‌تأثیر از عقاید مذهبی خاص و با دلیل و برهان، واقعی بودن همة قصص را اثبات نموده است و تمثیلی دانستن آنها را با صراحت رد کرده‌اند. ایشان هدف عبرت‌آموزی و تربیتی از قصص قرآن را برخلاف تمثیل بودن آنها دانسته است.

کلیدواژگان: قصص قرآن؛ رشیدرضا؛ مکارم شیرازی؛ تفسیر المنار؛ تفسیر نمونه




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: داستان قرآنی ، تفسیر ادبی قرآن ، قصص قرآن ، تفسیر المنار ، سبک شناسی ، تفسیر نمونه ، سبک شناسی داستان قرآنی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395 05:35 ب.ظ

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه

سه شنبه 19 مرداد 1395 05:24 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: نهج البلاغه ، علوم قرآنی ادبی ، مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ،

            

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه


برای دانلود اصل مقاله کلیک کنید

چکیده

نقّادی و نقدپذیری در جامعة اسلامی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. انتقاد صحیح موجب شناخت نقاط قوّت و ضعف می‌شود و از این طریق به پیشرفت و اصلاح امور می‌انجامد. برای اینکه هدف اصلی نقد که تکامل و اصلاح فرد و جامعه است و مورد تأکید دین اسلام نیز می‌باشد، محقّق شود، لازم است نقد مبتنی بر اصول و روش‌های صحیح انجام شود. بهترین راه برای دست یافتن به اصول و روش‌های صحیح نقد که مورد پذیرش دین اسلام نیز باشد، استفاده از متون دینی یعنی قرآن مجید و کلام معصومان، علیهم‌السّلام، است. با بررسی انتقادهایی که در قرآن مجید و نهج‌البلاغه صورت گرفته، می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و سازنده پی ببریم.

کلیدواژگان: نقد؛ انتقاد؛ اصول نقد؛ روشهای نقد؛ نقد در قرآن؛ نقد در نهج‌البلاغه.

روشهای نقد در قرآن و نهج‌البلاغه

1ـ نقد به شیوة حکمت، موعظة حسنه و جدال احسن

خداوند در قرآن خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: ﴿اُدْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِوَالْمَوْعِظَةِالْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت از همگان بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است و او به هدایت‏یافتگان داناتر است (النّحل/125). خلیل بن احمد مى‏گوید: «وعظ تذکّر و یادآورى سخنى است که با خیر و خوبى همراه باشد که قلب و دل را لطیف و روشن سازد» (فراهیدی، 1410ق.، ج ‏2: 228).

«جدال» به معنای گفتگوى با نزاع و ستیزه و چیرگى بر یکدیگر است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، 1412ق.: 189) و «حکمت» یعنى به حق رسیدن با علم و عقل (ر.ک؛ همان: 249). علاّمه طباطبائی در تعریف «حکمت» و «جدال» چنین نوشته‌اند: «مراد از حکمت (و خدا داناتر است) حجّتى است که حق را نتیجه دهد، آن هم طورى نتیجه دهد که هیچ شکّ و ابهامى در آن نماند و موعظه عبارت از بیانى است که نفس شنونده را نرم و قلب او را به دقّت درآورد و آن بیانى خواهد بود که آنچه مایة صلاح حال شنونده است، از مطالب عبرت‏آور که آثار پسندیده و ثناى جمیل دیگر آن را در پى دارد، دارا باشد. نیز جدال عبارت است از دلیلى که صرفاً براى منصرف نمودن خصم از آنچه که بر سر آن نزاع مى‏کند، به کار برود، بدون اینکه خاصیّت روشنگرى حق را داشته باشد، بلکه عبارت است از اینکه آنچه را که خصم خودش به تنهایى و یا او و همة مردم قبول دارند، بگیریم و با همان ادّعای او را رد کنیم» (طباطبائی، 1417ق.، ج ‏12: 534).

2ـ انتقاد بدون توهین و کلام ناشایست انجام شود

نقد اصولی و صحیح موجب نمایاندن محاسن و معایب فرد و جامعه است، لذا برای پیشرفت فرد و جامعه سودمند است، امّا براى اجراى آن نباید پا از حدود شرع بیرون گذاشت و در حقیقت، نباید برای انجام چنین کار سودمندی به واجبات شرعی بی‌اعتنا بود و مرتکب محرّمات شد. یکى از محرّمات که احتمال انجام آن در حین انتقاد زیاد است، بدزبانى و دشنام‏گویى است که منتقد مى‏پندارد چون حق با اوست، مى‏تواند از هر زبانى و واژگانى استفاده کند. منطق قرآن و دستور خداوند متعال به موسى و هارون‏، علیهما‌السّلام، باید در این زمینه راهنماى هر مسلمانى باشد: ﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى‏: امّا به نرمى با او سخن بگویید، شاید متذکّر شود یا (از خدا) بترسد (طه/44).

قرآن کریم حتّى دشنام دادن به مشرکان را درست نمى‏شمارد و مؤمنان را کسانى مى‏داند که از هرگونه لغوى دورى مى‏گزینند و نیز حتّى به جاهلان پاسخى در خور و مسالمت‏آمیز مى‏دهند:﴿وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ...: (به معبود) کسانى که غیر خدا را مى‏خوانند، دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل خدا را دشنام دهند(الأنعام/ 108)؛ ﴿وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ: و آنها که از لغو و بیهودگى رویگردانند»(المؤمنون/3)؛﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا: بندگان (خاصّ خداوند) رحمان کسانى هستند که با آرامش و بى‏تکبّر بر زمین راه مى‏روند و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)(الفرقان/63).

هدف از نقد، اصلاح و پیشرفت فرد و جامعه است و یک منتقد زمانی می‌تواند به این هدف دست یابد که با کلام شایسته و از روی ادب و لطف با مخاطب برخورد نماید و از این طریق، خیرخواهی خود را نشان دهد تا کلام و رفتارش در دل و جان مخاطب نفوذ کند و تأثیر مطلوب ایجاد نماید، حال آنکه دشنام‏گویى مانع از نفوذ و سدّ راه همدلى است. اگر هم کمترین امکان تأثیرى در میان باشد، دشنام دادن و بدگویى آن ‏را از میان مى‏برد. از این ‏رو، در منظومة فکرى امام على (‏ع) جایى براى دشنام دادن وجود ندارد و ایشان روا نمى‏دارد که مسلمانى دهان خود را بدان بیالاید. حضرت چون در جنگ صفّین دید که یارانش به لشکریان معاویه دشنام مى‏دهند، آنان را از این کار برحذر داشت و فرمود: «من خوش ندارم شما دشنامگو باشید، لیک اگر کرده‏هاى آنان را بازگویید و حالشان را فرا یاد آرید، به صواب نزدیکتر بُوَد و در عذرخواهى رساتر» (نهج‏البلاغه/ خ 206). در واقع، نهج‌البلاغه و قرآن هر دو دستور می‌دهند که مسلمانان حتّی در برابر دشمن، اصول ادب و عفّت کلام را حفظ کنند، چراکه با دشنام نمی‌توان گمراهان را به سوی حقّ سوق داد، بلکه به عکس، دشنام موجب لجاجت بیشتر دشمن خواهد شد. بنابراین، باید با منطق، برهان و نزاکت اخلاقی، افراد را به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها جذب نمود.

3) انتقاد با ارایة راه حل

انتقادهای قرآن با ارایة راه حل همراه هستند؛ یعنی وقتی در مورد امری انتقاد صورت می‌گیرد، راه حل هم برای اصلاح و بهبود ارایه می‌شود؛ برای نمونه وقتی حضرت لوط به قوم خود به‌خاطر عمل ناشایست ایشان انتقاد می‌کند و آنها را از آن گناه منع می‌کند، راه حلّ مناسب هم به ایشان پیشنهاد می‌کند، چنان‌که حضرت لوط به قوم خود می‌فرماید: ﴿... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ * أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ ...: شما عمل بسیار زشتى انجام مى‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! * آیا شما به سراغ مردان مى‏روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏کنید و در مجلس خود اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟! (العنکبوت /29ـ28)؛ ﴿وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَمِن قَبْلُ کَانُواْ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ قَالَ یَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ: قوم او (به قصد مزاحمت میهمانان) به سرعت به سراغ او آمدند و قبلاً کارهاى بد انجام مى‏دادند، گفت: اى قوم من! اینها دختران منند. براى شما پاکیزه‏ترند! (با آنها ازدواج کنید و از زشتکارى چشم بپوشید!) از خدا بترسید و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!(هود/78).

مرحوم علاّمه طباطبائی در مورد گفتگویی که میان لوط (ع) و قوم او صورت گرفته، نوشته‌اند: «وقتى لوط (ع) دید که قوم همگى بر سوء قصد علیه میهمانان یک‌دست شده‏اند و صرف موعظه و یا خشونت در گفتار، آنان را از آنچه مى‏خواهند، منصرف نمى‏کند، تصمیم گرفت آنها را از این راه فحشاء بازدارد و منظور ایشان را از راه حلال تأمین کند، از طریقى که گناهى بر آن مترتّب نمى‏شود و آن مسألة ازدواج است، لذادختران خود را به آنان عرضه کرد و ازدواج با آنان را برایشان ترجیح داد و گفت: «ازدواج با این دختران، پاکیزه‏تر است و یا این دختران پاکیزه‏ترند» و اگر جملة﴿هؤُلاءِ بَناتِیرا مقیّد کرد به قید﴿هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْبراى این بود که بفهماند منظور لوط (ع) از عرضه کردن دختران خود این بوده که مردم با آنها ازدواج کنند نه اینکه از راه زنا شهوات خود را تسکین دهند» (طباطبائی، 1417ق.، ج10: 505). بهتر است همیشه انتقاد با ارایة راه حلّ مناسب همراه باشد تا به اصلاح و بهبود امور تسریع ببخشد و در حقیقت، براى جلوگیرى از منکرات باید ابتدا راه‌هاى معروف را باز کرد و به مردم نشان داد.

4ـ نقد در غالب داستان‌های قرآن و بیان سرنوشت گذشتگان

تعدادی از آیات و سوره‌های قرآنی به بیان سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته می‌پردازند و از این طریق، نکات آموزنده و تربیتی فراوانی را برای هدایت مردم و نشان دادن خوبی‌ها و بدی‌ها ارایه می‌دهند. قرآن کریم برخی از قصّه‌های خودرا ﴿أَحْسَنَ الْقَصَصِ (یوسف/3) و از خود به ﴿أَحْسَنَ الْحَدِیثِ (الزّمر/23) یاد کرده است: ﴿وَکُلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ: ما از هر یک از سرگذشت‌هاى انبیاء براى تو بازگو کردیم تا به وسیلة آن، قلبت را آرامش بخشیم و اراده‏ات قوى گردد و در این (اخبار و سرگذشت‌ها،) براى تو حقّ و براى مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است(هود/120).

با توجّه به اینکه تاریخ آزمایشگاه مسایل گوناگون زندگى بشر است و آنچه را که انسان در ذهن خود با دلایل عقلى ترسیم مى‏کند، در صفحات تاریخ به صورت عینى بازمى‏یابد، نقش تاریخ را در نشان دادن واقعیّات زندگى به خوبى مى‏توان درک کرد. انسان با چشم خود در صفحات تاریخ، شکست مرگبارى را مى‏بیند که دامن یک قوم و ملّت را بر اثر اختلاف و پراکندگى مى‏گیرد و همین گونه پیروزى درخشان قوم دیگر را که در سایة اتّحاد و همبستگى به دست می‌آید. تاریخ با زبان بى‏زبانی نتایج قطعى و غیر قابل انکار مکتب‌ها، روش‌ها و برنامه‏هاى هر قوم و گروهى را بازگو می‌کند. داستان‌هاى پیشینیان مجموعه‏اى است از پرارزشترین تجربیّات آنها و مى‏دانیم که محصول زندگى چیزى جز تجربه نیست. تاریخ آیینه‏اى است که تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعکس مى‏سازد؛ زشتی‌ها، زیبایی‌ها، کامیابی‌ها، ناکامی‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و عوامل هر یک از این امور را بیان می‌کند. به همین دلیل مطالعة تاریخ گذشتگان، عمر انسان را ـ درست به اندازة عمر آنها ـ طولانى مى‏کند، چرا که مجموعة تجربیّات دوران عمر آنها را در اختیار انسان مى‏گذارد. على (ع) به فرزند برومندش چنین مى‏گوید: «فرزندم! من هرچند عمر پیشینیان را یکجا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم و در آثار ایشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن‌چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیّات تاریخ آنان دریافته‏ام، با اوّلین و آخرین آنها عمر کرده‏ام» (نهج‌البلاغه/ ن 31).

نقد به شیوة داستان در قرآن

برای نمونه به قسمتی از داستان حضرت ابراهیم (ع) و قوم ایشان که در قرآن ذکر شده، اشاره می‌شود: ﴿وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَکُنَّا بِه عَالِمِینَ * إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ * قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِینَ قَالَ لَقَدْ کُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ( الأنبیاء/ 54ـ51).

در این آیات حضرت ابراهیم (ع) به نقد عقیده و عملکرد عمو و قوم او در مورد پرستش بتها پرداختند. پدیده‌ای که در این داستان مورد نقد قرار گرفته، شرک و بُت‌پرستی است.

نمونه‌ای از نقد به شیوة داستان در نهج‌البلاغه

حضرت علی (ع) در خطبه‌ای که به «قاصعه» معروف است، در غالب بیان داستان سجده نکردن ابلیس به حضرت آدم (ع)، به نقد تکبّر و خودبرتربینی پرداختند که ریشة بسیاری از گناهان است. امام علی (ع) ضمن بیان این داستان، به تحلیل عملکرد ابلیس و بیان علل نافرمانی او از خداوند پرداختند: «وَ هِىَ تَتَضَمَّنُ ذَمَّ اِبْلیسَ لَعْنَهُ اللّهُ عَلَى اسْتِکْبارِهِ وَ تَرْکِهِ السُّجُودَ لِآدَمَ عَلَیْهِ‌السَّلاَمُ، وَ أَنَّهُ اَوَّلُ مَنْ اَظْهَرَ الْعَصَبِیَّةَ وَ تَبِعَ الْحَمِیَّةَ، وَ تَحْذِیرَ النّاسِ مِنْ سُلُوکِ طَریقَتِهِ». این خطبه حاوى مذمّت ابلیس ملعون به خاطر استکبار و ترک سجودش نسبت به آدم، علیه‌السّلام، است و اینکه او اوّلین کسى است که بر عدم پذیرش حق اصرار ورزید و پیرو خودخواهى شد و این خطبه مردم را از پیروى راه او برحذر مى‌دارد.

5ـ نقد از طریق ایجاد پرسش

یکی از شیوه‌های قرآنی برای بیان حقیقت و آگاه کردن مخاطب، شیوة استفهام و طرح پرسش است. این شیوه مخاطب را به تأمّل و اندیشیدن دعوت می‌کند و موجب می‌شود تا او در باورهای خود یک بازنگری داشته باشد. استفهام در ادبیّات عرب به استفهام‌های تقریری، انکاری، توبیخی و مانند آن تقسیم می‌شود که هر یک از آنها با توجّه به مخاطب و هدف مطرح شدن امری به کار می‌رود. به کار بردن این شیوه موجب می‌شود تا مخاطب باورهای خود را مورد تردید قرار دهد یا به حقیقت‌هایی اقرار کند. خداوند در قرآن با ایجاد سؤال، آمادگی پذیرش مطلبی را در مخاطب به وجود می‌آورد تا او بتواند به ‌درستی مطلب مورد نظر را تجزیه و تحلیل کند. در این روش، مخاطب با سؤال رو‌به‌رو می‌شود، دربارة موضوع سؤال به فکر فرومی‌رود و زمینة اصلاح نیّت یا اصلاح هدف را از انجام عمل برای خود فراهم می‌کند. لذا این روش در نقد نقش مهمّی دارد.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام در آیات قرآن

﴿یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِیلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ: اى اهل کتاب! چرا دربارة ابراهیم گفتگو و نزاع مى‏کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خود معرّفى مى‏نمایید)؟! در حالى که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمى‏کنید؟! (آل‌عمران/65). در این آیه، خداوند ادّعای نادرست اهل کتاب در مورد ابراهیم (ع) را به شیوة استفهام مورد نقد قرار می‌دهد و آنگاه با بیان علّت اشتباه بودن ادّعای آنها، ایشان را به تعقّل دعوت می‌فرماید.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام و پرسش در نهج‌البلاغه

این شیوه در انتقادهای مطرح شده در نهج‌البلاغه نیز دیده می‌شود؛ از جمله امام علی (ع) در پاسخ کسانی که حضرت را به خاطر تقسیم مساوی و عادلانة بیت‌المال مورد اعتراض قرار می‌دادند، چنین فرمودند: «آیا دستور مى‏دهید مرا که یارى بطلبم به ظلم و ستم بر کسی که زمامدار او شده‏ام؟ سوگند به خدا این کار را نمى‏کنم، مادام که شب و روز دهر مختلف و ستاره‏اى در آسمان (با قوّة جاذبه) ستاره‏اى را قصد مى‏نماید...» (فیض‏الإسلام اصفهانی، 1351، ج 2: 391). بنابراین، ما می‌توانیم یکباره با اندیشه‌های نادرست مخاطبان خود برخورد نکنیم، بلکه با ایجاد سؤال او را به سمت باورهای درست هدایت کنیم.

نتیجه‌گیری

نقد و انتقاد دارای مبانی دینی است و از نظر دین اسلام امری پسندیده است. نقد در صورتی که مبتنی بر اصول و روشهای صحیح صورت پذیرد، موجب پیشرفت و تکامل فرد و جامعه می‌شود. با مراجعه به قرآن مجید و کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه و بررسی انتقادهای صورت گرفته می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و عالمانه پی ببریم. در صورتی که در انتقادهای خود به این اصول و روشها پایبند باشیم، می‌توانیم شاهد نتایج سودمند نقد در جامعه باشیم.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد قرآن ، نقد نهج البلاغه ، اصول نقد ، نقد ترجمه نهج البلاغه ، نقد ترجمه قرآن ، روش نقد ترجمه ، نقد و ترجمه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395 05:27 ب.ظ

اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن

دوشنبه 18 مرداد 1395 05:26 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

عنوان مقاله :

 اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن


  نویسنده : مجید معارف - حسن رضایی هفتادر - سمیه برزین

 

برای دانلود مقاله کلیک کنید

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه قرآن ، ترجمه بلاغی قرآن ، حذف فعل ترجمه ، قرآن بلاغت ترجمه ، اسرار بلاغی ، نقد ترجمه های قرآن ، نقد بلاغی ترجمه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1395 05:30 ب.ظ

کاربرد کنایه در پرتو آیاتی از قرآن کریم

سه شنبه 12 مرداد 1395 05:04 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: بلاغت ( البلاغة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

            

کاربرد کنایه در پرتو آیاتی از قرآن کریم

نویسندگان

روح‌الله نصیری*

استادیار دانشگاه اصفهان، اصفهان

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

بیان صریح بعضی از معانی خوشایند نیست، ولی به وسیلة کنایه، همان معانی را می‌توان با اسلوبی مؤثّر و بلیغ بیان نمود. کنایه از تصریح بلیغ‌تر است، چراکه کنایه مانند ادّعای مفهومی است با ارائة دلیل. کنایه ذکر ملازم معنایی است تا ذهن مخاطب را از آنچه در کلام آمده، به آنچه نیامده منتقل کند. استفاده از کنایه در کلام علل گوناگونی دارد که از جملة آنها می‌توان به رعایت ادب، تصویرگری، استدلال، تزیین سخن و یا جذابیّت بخشیدن به کلام اشاره کرد. قرآن به تمام قواعدی که به سخن، زیبایی و عمق می‌بخشد، توجّه نموده است. یکی از صنایع لفظی و معیارهای زیبایی سخن، «کنایه» است که قرآن از آن بهرة فراوان برده است و در موارد گوناگون و به انگیزه‌های متفاوت، تعابیر کنایی دارد. در مقالة حاضر، به روش توصیفی ـ تحلیلی و با بررسی موردی 16 آیه از آیات قرآن کریم، کاربردهای مختلف این شیوة بیانی بررسی شده است.

نای لغوی آرزو و امید، به ذکر آیات و احادیثی که انواع آرزو را بیان فرموده، نیز افرادی که آرزوی آنها در قرآن آمده، پرداخته شده است. ضمن پرداختن به آثار و نتایج آرزوهای مذموم و بیان آرزوهای برتر، انواع متعلّقِ آرزو و آیات مربوط به هر یک ذکر شده است. در این تحقیق، ابزار مورد استفادة نشریّات، کُتُب و اینترنت می‌باشد.

کلیدواژگان: کنایه؛ کاربردهای کنایه؛ کنایه در قرآن.

منابع استفاده شده در مقاله:

قرآن کریم. ترجمة الهی قمشه‌ای، صفّارزاده، طبری، فولادوند، قرشی، معزّی و مکارم شیرازی.

ابن‌منظور، محمّد بن ‌مکرم. (1414ق.). لسان‌العرب. چاپ 3. بیروت: دار صادر.

حمدی، حبیب‌الله. (1376). زیباترین سخن. تهران: مؤسّسة فرهنگی اندیشة معاصر.

تفتازانی، سعدالدّین. (بی‌تا). المُطَوَّل. قم: مکتبة الدّاوری.

جرجانی، عبدالقاهر. (1368). دلائل الإعجاز فی القرآن. مشهد: آستان قدس رضوی.

جرجانی، حسین بن حسن. (1377). جلاء الأذهان و جلاء الأحزان. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

حسینی، جعفر. (1413ق.). أسالیب البیان فی القرآن. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

حسینی شیرازی، محمّد. (1423ق.). تبیین القرآن. چاپ 2. بیروت: دار العلوم.

رازی، شمس قیس. (1335ق.). المعجم فی معاییر الأشعار العجم. تصحیح محمّد بن عبدالوّهاب قزوینی. تهران: دانشگاه تهران.

رضایی، غلامعبّاس. (1378). «کنایه و اسباب بلاغت آن». مجلّة زبان و ادبیّات دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران. دورة 150. شمارة 0.صص 104ـ99.

زمخشری، محمود. (1407ق.). الکشّاف عن حقایق غوامض التّنزیل. 4 جلد. چاپ 3. بیروت: دار الکُتُب العلمیّه.

زرکشی، بدرالدّین. (1415ق.). البرهان فی علوم القرآن. بیروت: دار المعرفه.

سکّاکی، یوسف بن أبی‌بکر. (1937م.). مفتاح العلوم. بیروت: دار الکُتُب العلمیّه.

سیوطی، جلال‌الدّین. (1386). الإتقان فی علوم القرآن. ترجمة محمّد دشتی. قم: دانشکدة اصول‌الدّین.

شفیعی کدکنی، محمّدرضا. (1366). صور خیال در شعر فارسی. چ 3. تهران: آگاه.

طالقانی، محمود. (1362). تفسیر پرتوی از قرآن. چاپ 4. تهران: شرکت سهامی.

طباطبائی، محمّدحسین. (1363). تفسیر المیزان. ترجمة محمّدباقر موسوی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.

طبرسی، ابوعلی فضل بن حسن. (1380). تفسیر مجمع البیان. ترجمة محمّد رازی. تهران: انتشارات فراهانی.

عبدالقادر، پریز.(1387). «تطوّر تاریخی کنایه در ادب فارسی و عربی تا قرن هفتم هجری». فصلنامة زبان و ادبیّات فارسی. شمارة 38. صص 90ـ67

فاضلی، محمّد. (1365). دراسة و نقد فی مسائل بلاغیّة هامة.تهران: مؤسّسة مطالعات فرهنگی.

قاسمی، حمیدمحمّد. (1386). «جلوه‌هایی از هنر تصویرآفرینی در قرآن». صحیفة مبین. شمارة 40. صص 75ـ59.

قرشی، علی‌اکبر. (1377). تفسیر أحسن الحدیث. چاپ 3. تهران: بنیاد بعثت.

ــــــــــــــــ . (1371). قاموس قرآن. چاپ 6. تهران: دار الکُتُب الإسلامیّه.

گنابادی، محمّد. (1408ق.). تفسیر بیان السعادة فی مقامات العبادة. چاپ 2. بیروت: مؤسّسة الأعلمی للمطبوعات.

مغنیه، محمّدجواد. (1424ق.). تفسیر الکاشف. تهران: دار الکُتُب الإسلامیّه.

مکارم شیرازی ناصر. (1421 ق.). الأمثل فی تفسیر کتاب الله المنزل. چاپ اوّل. قم: مدرسة امام علی بن أبی طالب.

مکارم شیرازی، ناصر و همکاران. (1386). تفسیر نمونه. ج 5. تهران: دار المکتب الإسلامی.

مؤدّب، سیّدرضا. (1379). اعجاز قرآن. بی‌جا: أحسن الحدیث.

نیشابوری، حاکم. (1343ق.). مستدرک عَلَی الصحیحین. هند: بی‌نا.

نیشابوری، محمود بن ابوالحسن. (1415ق.). تفسیر ایجاز البیان. تحقیق حنیف ‌بن‌حسن. بیروت: دار العرب الإسلامی.

وحیدیان کامیار، تقی. (1375). «کنایه؛ نقّاشی زبان». مجلّة فرهنگستان. شمارة 8. صص 69ـ55.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: کنایه ، کنایه در قرآن ، کنایه در سوره ، کاربردهای کنایه ، کنایه در دیوان شعر ، شعر عربی معاصر ، کنایه در نهج البلاغه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 12 مرداد 1395 05:07 ق.ظ

بررسی و نقد آرای معناشناختی شرق شناسان درموردقرآن کریم با تکیه بر نظرات ایزوتسو

سه شنبه 1 تیر 1395 02:42 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: زبان شناسی -مقالات اللسانیات ، پایان نامه (دانلود ) ، علوم قرآنی ادبی ،

دانلود پایان نامه دکتری:

بررسی و نقد آرای معناشناختی شرق شناسان درموردقرآن کریم با تکیه بر نظرات ایزوتسو

پایان‌نامه . دانشگاه معارف اسلامی قم . 1392 . پایان نامه دکترا

استاد راهنما: احمد پاکتچی / دانشجو: علی شریفی

برای دانلود خلاصه پایان نامه کلیک کنید


معناشناسی به عنوان یکی از شاخه‌های زبان‌شناسی که به پیدایش معنا و سیر پیشرفت و تحولات آن می‌پردازد، روابط معنایی بین مفاهیم مختلف را شناسایی می‌کند و شبکه‌ای از معانی مرتبط را استخراج می‌کند، نقش بسزایی بویژه در حوزه مطالعات قرآنی و تفسیری داشته است. در این پژوهش با بررسی و نقد مکاتب مختلف معناشناسی قابل استفاده در مسیر فهم قرآن کریم، دیدگاه مکتب قوم زبان‌شناسی به عنوان برجسته‌ترین مکتب در این میان، مورد تدقیق بیشتری قرار گرفته است که توشیهیکو ایزوتسو چهره برجسته این مکتب به شمار می‌رود. او یک زبان‌شناس، فیلسوف، اسلام‌شناس و قرآن‌پژوه ژاپنی (1914-1993 م.) بود که علاوه بر ترجمه قرآن کریم به زبان ژاپنی دارای دو اثر قرآنی به نام‌های خدا و انسان در قرآن و نیز مفاهیم اخلاقی- دینی در قرآن است که در آن‌ها با رویکردی معناشناسانه به تبیین ساختار اساسی آموزه‌های قرآن، پرداخته است. وی با برخورداری از پیشینه‌‌ای علمی در زبان‌شناسی و فلسفه، به بررسی معنا‌شناسانه واژه‌های کلیدی قرآن پرداخته و سعی کرده با کشف ارتباط معنایی واژگان در یک شبکه معنایی گسترده، به نظام هماهنگ قرآنی دست یابد. وی در روش خود از معناشناسی هم زمانی و درزمانی استفاده می‌کند که در معناشناسی هم زمانی نیز از اصول هفتگانه‌ای پیروی می‌کند که در پژوهش حاضر از جهات مختلف مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. وی طرح عملیاتی خود را در قرآن با توجه به موارد زیر متناسب سازی کرد: الف- فهم ابتدایی کلمه؛ ب - پیدا کردن کلمات کلیدی در متن و یا شناخت کلمه کانونی؛ ج - پیدا کردن شبکه تصویری یا مجموعه کلی با کمک چینشی معنادار؛ د- شناخت فرآیند انتقالی معنا از جهان بینی قدیم به جدید؛ ه- تفکیک معنای نسبی از معنای اساسی؛ و - یافتن ساحت‌های فرازبانی. کاربست روش معناشناختی ایزوتسو که در آن، اصولی را فراروی مفسر قرار می دهد تا در تفسیر خود از آن‌ها بهره‌مند شود باعث می‌شود که مفسر علاوه بر روش‌های سنتی مراجعه به لغت و... در صورت استفاده از این اصول هفت‌گانه به فهمی دقیق‌تر از معانی واژگان دست یابد که این فهم دقیق واژگانی، زمینه‌ساز تفسیری کارآمد و به روز از قرآن کریم خواهد بود. این تحقیق، به روش کتابخانه‌ای انجام گرفته است و در کنار نقدهایی که بر روش، منابع و محتوای آثار ایزوتسو شده است بر این نکته تصریح شده است که در مسیر فهم قرآن، گریزی از معناشناسی نیست و چنین به نظر می‌رسد که ایزوتسو در به کارگیری رویکرد معناشناختی در تحلیل خود از مفاهیم قرآنی موفق بوده است.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: معناشناسی قرآن ، نظریه ایزوتسو ، معناشناسی ایزوتسو ، نقد معناشناختی قرآن ، رساله دکتری معناشناسی ، زبان شناسی قرآن ، نظریه بافت قرآن ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 1 تیر 1395 02:45 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...
پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس

آمارگیر وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic