احمد حیدری

تحلیل فرمالیستی غزلی از حافظ

پنجشنبه 20 خرداد 1395 12:02 ب.ظ

نویسنده : حیدری (کاربر دوم)
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ،

تحلیل فرمالیستی غزلی از حافظ

دكتر مسعود سپه وندی

برای دانلود فایل کلیک کنید

چکیده:

فرمالیست ها، اثر ادبی را جدا از شخصیت، روحیات و اعتقادات نویسنده ی آن، و صرفاً به عنوان یك مسأله ی زبانی بررسی می كنند. از نظر آنان یك اثر ادبی، یك شكل «فرم» محض است. لذا در مواجهه با یك اثر ادبی، آنچه اهمیت دارد فرم است نه محتوا. آنان، معتقدند كه دنیای ادبیات با دنیای حقیقی، كاملاً متفاوت است و نباید از یك اثر ادبی، انتظار كسب معلومات و...كرد.از دیدِ فرمالیست ها، شاهكارهای ادبی، عمدتاً به واسطه ی برجستگی های آشكارِ زبانی، نحوی و هنریِ خود، شایسته ی بررسی و نقد هستند. در این میان، شعرِ حافظ، كه در ادبیاتِ فارسی، نمونه ی والای فصاحت و جامعِ ظرافت و زیباییِ مفردات و جملات و اعجاز در تركیبِ كلام و انواع ابهام، ایهام، تناسب، تبادر، استخدام، پارادكس و هنجار گریزی های آوایی، لغوی، نحوی و حتی معنوی است؛ یكی از مناسب ترین متن ها برای بررسی از دیدگاهِ نقدِ فرمالیستی است.

كلید واژه ها: حافظ، فرمالیست، شكل، ساخت، غزل.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: فرمالیسم ، آشنایی زدایی ، شالوده شکنی ، انزیاح ، تبادر ، پارادوکس ، استخدام ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 خرداد 1395 12:04 ب.ظ

دراسة المفارقة فی شعر سنائی وإبن العربی (دراسة مقارنة)

پنجشنبه 12 فروردین 1395 06:33 ب.ظ

نویسنده : حیدری (کاربر دوم)
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ، زبان شناسی -مقالات اللسانیات ، تصوف - متصوفان در ادبیات عرب ،

دراسة المفارقة فی شعر سنائی وإبن العربی (دراسة مقارنة)

روح الله صیادی نژاد،   زهرا مؤذن زاده

برای دانلود فایل کلیک کنید

الملخّص

أحد طرق الانزیاح وإدخال الغربة فی الكلام هی استخدام المفارقة. فالشاعر باستخدام هذا الفن یقوم بتحویل اللغة الخبریة والمكررة والیومیة إلى لغة أدبیة. مال التصاویر التی أوجدها المفارقة وتأثیرها یتعلق إلى سعة الخیال ونوع التفكیر والأحاسیس والعواطف لدى المتكلم. فی الأدب الفارسی فی كافة المراحل التاریخیة تم خلق مثل هذه التصاویر بواسطة الكثیر من الشعراء. ولكن أول شاعر قام باستخدام هذه التصاویر فی نطاق واسع هو سنائی الغزنوی، ولا یشق غباره فی هذا المضمار أی شاعر آخر. وفی الأدب العربی أیضاً نرى المفارقة فی أشعار ابن العربی. والسبب فی كثرة استخدام المفارقة فی الأدب العربی هو اختلاط التصوف بالأدب وتطوّر الأدب من البساطة إلى التعمق. قمنا فی هذه المقالة بدراسة المفارقة فی أشعار سنائی وابن العربی على المستویین اللغوی والمعنوی، وأسلوب الدراسة فی هذه المقالة هو أسلوب تحلیلی  وصفی، ونتیجة الدراسة تظهر بأن المفارقة فی أشعار سنائی أكثر من أشعار ابن العربی، كما تزید إحصائیات المفارقة لدى سنائی فی مجالات المعنى والتخییل.

 الكلمات الرئیسیة: ابن العربی، الانزیاح، سنائی، لغة التصوف، المفارقة.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: انزیاح ، المفارقة ، ابن العربی ، لغة التصوف ، آشنایی زدایی ، پارادوکس ، سبک شناسی تصوف ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 فروردین 1395 09:28 ب.ظ

آشنایی زدایی و نقش آن در خلق شعر

چهارشنبه 11 فروردین 1395 07:25 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ، زبان شناسی -مقالات اللسانیات ،

آشنایی زدایی و نقش آن در خلق شعر

نویسندگان

غلامعباس رضایی هفتادر1 ؛ ابراهیم نامداری  2 ؛ علی اکبر احمدی2

1دانشیار دانشگاه تهران

2استادیار دانشگاه پیام نور

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

آشنایی زدایی خروج از مألوف و آشناست، خروجی که در پی آن برای خواننده یا شنوندة سخن، شگفتی حاصل شود، یعنی شاعر یا ادیب با زدودن تکرار از صورت زبان، سخنی زیبا و تأثیرگذار خلق کند، شگرد شاعر و ادیب در این است که عادت را از زبان می‌زداید و زبانی نو می آفریند؛ زبانی که مهم ترین هدفش برجسته سازی گفتار عادی است و این همان زبان شعر است. شاعر یا ادیب برای رسیدن به این مقصود، ابزارهای زبانی می‌خواهد که مهم‌ترین آن‌ها استعاره است، آشنایی زدایی دو نوع است: 1- جایگزینی (که محور اصلی آن استعاره است) 2- ترکیبی یا ساختاری (که در تقدیم و تأخیر، التفات، حذف و اضافه پیش می‌آید). البته هر عدولی، آشنایی زدایی به شمار نمی آید، مگر آن که جنبة رسانگی زبان نیز در نظر گرفته شود و صرف این که در زبان، استعاره بیاوریم، شعر به وجود نمی‌آید بلکه باید آن عدول، در مخاطب تأثیر بگذارد و نیز زیبا باشد تا مخاطب از آن لذت ببرد. آشنایی زدایی هدف شعر نیست، بلکه به عنوان یکی از شگردهایی است که فضای شعر را ابهام آمیز می‌کند تا خواننده برای دریافت معنی به زحمت بیفتد و در نتیجه با درک معنی هیجان زده شود و از آن لذت ببرد.

کلیدواژگان: آشنایی زدایی؛ آشنایی زدایی جایگزینی؛ آشنایی زدایی ترکیبی؛ زبان شعر و ‌زبان نثر؛ رسانگی

آغاز آشنایی­زدایی:

فرمالیست بزرگ روسی ویکتور شکلوفسکی (V.sheklovesky) در سال 1917 در مقاله­ای با عنوان «هنر همچون شگرد» مسألة آشنایی­زدایی را مطرح کرد و این اصطلاح را با توجه به واژة (ostrannenja) در زبان روسی به کار برد. ارزش مطالب مطرح شده در این مقاله آن چنان حایز اهمیت است که گاه آن را بیانیة فرمالیسم نامیده‌اند. پس از او تنیانوف (Tenianof) و یاکوبسن (Yakebsone) از این مفهوم با عنوان «بیگانه سازی» یاد کردند. به نظر شکلوفسکی، هنر، ادراک حسی ما را دوباره سامان می‌دهد و در این مسیر قاعده­های آشنا و ساختارهای به ظاهر ماندگار واقعیت را دگرگون می‌کند. هنر، عادت‌هایمان را تغییر می‌دهد و هر چیز آشنا را به چشم ما بیگانه می‌کند. میان ما و تمامی چیزهایی که به آن‌ها خو گرفته‌ایم «مثلاً کار، لباس پوشیدن، تزیین خانه، همسر، و هراس از جنگ» فاصله می‌اندازد؛ اشیاء را چنان که «برای خود وجود دارند» به ما می‌نمایاند و همه چیز را از سیطره عادت که ناشی از ادراک حسی ماست می‌رهاند (احمدی، 1338: 47).

 

مفهوم آشنایی­زدایی:

شکلوفسکی و دیگر فرمالیست‌ها کارکرد ادبیات را آشنایی­زدایی می‌دانستند (علوی مقدم، 1377: 105) و اعلام می‌کردند که فصل مشترک همة عناصر ادبیات، تأثیر «غریبه کننده» estranging یا «آشنایی­زدایندة» defamiliarizing آن‌ها است (تری، 1380: 7) چرا که تکرار به عنوان جزئی از زندگی، به سرعت زندگی ما انسان‌ها را عادت­زده می‌کند، چندان که آگاهی‌مان را نسبت به محیط اطراف مرده می‌سازد و این هنر است که با بکارگیری تمهیدات «بازدارنده» یا «کنُدکننده»، به اشیاء جانی تازه می‌بخشد و آن‌ها را «قابل درک­تر» و آگاهی ما را نسبت به آن‌ها کامل‌تر و نزدیک‌تر می‌کند (همان: 7). در حقیقت وظیفة هنر و ادبیات، کشف دوبارة موجودیتِ اجسام، اشیاء و پدیده‌هاست. در زبان هنجار و عادی، دریافت ما از واقعیت، بی­روح و «خودکار» می‌شود و وظیفة ادبیات این است که ما را قادر سازد تا به کمک عناصر ادبی، در برابر واقعیت‌ها و اشیاء و پدیده­های طبیعت، دریافتی متفاوت داشته باشیم؛ بنابراین، واکنش‌های معمول، عادی و ایستای ما در برابر این واقعیت‌ها و پدیده­های طبیعت، جانی دوباره می‌یابند. (علوی مقدم، 1377: 106).

آشنایی­زدایی در زبان عربی:

اصطلاح آشنایی­زدایی هرچند زاییدة دوران معاصر و محصول اندیشة زبان‌شناسان روس است، اما جامعة اسلامی و پژوهشگران مسلمان نه­ تنها با این مفهوم بیگانه نبوده‌اند، بلکه از آغاز دعوت اسلام، به بررسی این امر پرداخته­اند و نوشته­هایی در این باب بر جای گذاشته‌اند، هر چند مطالعات آنان به حکم عامل زمان و عدم تفکیک و کلیت گرایی علوم، بازتاب مطالعات امروزی را نداشت. آنان از ابتداء به منظور فهم قرآن کریم و دریافتن اسباب اعجاز آن، به این مطلب ره یافتند که در بیان قرآن کریم غرابت و سحری وجود دارد که با بیان و تعبیر هنجار معمول آن زمان متفاوت است، و همین امر، مسألة «غریب» بودن آن به معنای متفاوت بودن آن با نُرم زمان خود را مطرح کرد و کتاب‌هایی با عنوان «غریب القرآن» را به رشتة تحریر درآورد که هدف آن‌ها نه تفسیر و ترجمة واژه­های مهم قرآن، بلکه اشاره به تعابیر و تشبیهات و استعاره‌هایی (یا به زبان فرمالیسم‌ها هنر سازه‌هایی artistic device) بود که  قرآن در آن‌ها غریبه نمایی یا آشنایی­زدایی کرده بود.

حال اگر آشنایی­زدایی (الإنزیاح) را در زبان عربی از مصدر «زَیْح»، که فعل آن (زاح) و مطاوعة آن « إنزاح = دور شدن»، است بدانیم (ابن منظور، مادة زیح) در این صورت معادل اصطلاح فرانسوی (Ecart) است که به فالیری (Valery) بر می‌گردد (المسدی، 2006: 100) عبارت آشنایی­زدایی ترجمة حرفی کلمه (ecart) است، چرا که می‌توان همین مفهوم را تحت عنوان «تجاوز» (گذر از حد مألوف) نامگذاری کرد، یا معادلی عربی را برای این عبارت وضع کرد که دانشمندان علم بلاغت آن را در سیاقی مشخص به عنوان (عدول) آورده‌اند. و از طریق تولید معنایی، می‌توان به مفهوم عبارت انگلیسی پی برد، و از جنبة علمی، سبک شناسان بر این باورند که هر گاه کاربر زبان (متکلم) در ساختار دلالت‌ها یا اشکال ترکیب آن‌ها دخل و تصرف کند به طوری که از معمول و مألوف خارج شود، سخن او از وجهة خبری به وجهة انشایی انتقال یافته است (همان: 124). این خروج از معیار و عدول از مألوف و آشنا، همان است که در علم بیان سنتی برای آن اصطلاح «غیر ما وضع له» وضع شده است. غیر ما وضع له یعنی معنای غیر اصلی، غیر متعارف و خارج از قرار داد. (شمیسا، 1374: 19)

انواع آشنایی­زدایی:

یکی از دلایلی که بر اهمیت آشنایی زدایی می‌افزاید، آن است که به بخش یا بخش‌هایی از متن منحصر نمی‌شود، بلکه بخش‌های مختلف و متعدد متن را در بر می‌گیرد، و از آنجایی که پیکرة متن از کلمات و جملات تشکیل می‌شود، آشنایی­زدایی می‌تواند در بخش زیادی از این کلمات و جملات بیاید. به همین جهت می‌توان آشنایی­زدایی را به دو نوع اساسی تقسیم کرد، که همة انواع آشنایی­زدایی در آن بگنجد. نوع اول به جوهر مادة زبانی مربوط است؛ که جان کوهن آن را «آشنایی­زدایی استبدالی یا جایگزینی» نامیده است (کوهن، 1986: 5-2 و نیز ر، ک ویس، 1416 : 60). نوع دوم به ترکیب کلمه با کلمات دیگر در سیاق مربوط است، سیاقی که گاه طولانی و گاهی کوتاه است. و این نوع آشنایی­زدایی «ترکیبی یا ساختاری» نام دارد (کوهن، 5:1986).

الف: آشنایی زدایی جایگزینی

این نوع آشنایی­زدایی فضا و اختیارات زیادی را در اختیار شاعر قرار می‌دهد تا به زبان دلخواه خود جهت بیان مقاصدش دست یابد. اساس این نوع آشنایی­زدایی بر پایة استعاره می‌چرخد (O.Ducrot‚p.354 به نقل از ویس، 1416: 20) فضل، این محور را مجال تعبیرات مجازی از قبیل تشبیه و استعاره و غیره می‌داند. (فضل، 1985: 119) کوهن برای بیان این نوع از آشنایی­زدایی به این مثال از «والری» اشاره می‌کند‌: «این صفحة آرامی که کبوتران بر آن راه می‌روند» و در ادامه توضیح می‌دهد‌: «صفحة آرام» در سیاق قصیده یعنی «دریا» و منظور از«کبوتران»، «کشتی‌ها»ی روی آن است، و اگر به جای صفحة آرام و کبوتران، دریا و کشتی‌ها می‌آمد، هیچ گونه شاعریتی در آن نبود، شعر از زمانی آغاز شد که دریا، «صفحه» نامیده شد و کشتی‌ها، کبوتران. (کوهن، 1986: 42) این مسأله نزد کوهن «شکستن قانون زبان است؛ یعنی آشنایی­زدایی زبانی، و می‌توان آن را طبق نامگذاری بلاغت، صورت و شکل بلاغی خواند، و تنها آشنایی­زدایی است که می‌تواند زمینه را برای رسیدن شعریت به موضوع واقعی‌اش مهیا سازد» (همان: 17). هرچند کوهن در اینجا به استعاره تصریح نکرده، ولی در جای دیگری، سبب برتری شعر را استعاره می‌داند و می‌گوید: «سرچشمة اصلی هر نوع شعری، مجازِ مجازها، یعنی استعاره است» (همان: 170). و استعاره در نظر او «غایت و هدف صورت و شکل است» (همان: 205). کوهن نخستین کسی نیست که به استعاره توجه کرد، چرا که در نقد غربی از ارسطو گرفته تا ناقدان امروزین، همگی نگاهی خاص به استعاره دارند. ارسطو می‌گوید: «برترین اسلوب‌ها، اسلوب استعاره است ... و این اسلوبی است که شخص نمی‌تواند به تنهایی آن را بکار گیرد و نشانة فطری (الموهبة) بودن است» (ارسطو،  1980: 128).

ب: آشنایی زدایی ساختاری(ترکیبی)

عناصر زبان چه منطوق و چه مکتوب، تابع حاکمیت ماهیت زبانند و متناسب با «قواعد همنشینی زبان» در کنار هم قرار می‌گیرند، که از آن به «محور ترکیب زبان» تعبیر می‌شود. این نوع آشنایی­زدایی از بهم خوردنِ ترکیب معمولِ زبان معیار، حاصل می‌شود، می‌دانیم که ساختار عبارت ادبی به طور کلی و عبارت شعری به طور خاص، با ساختار عبارت در سخن معمولی و یا نثر علمی متفاوت است. در حالی که کلمات سخن معمولی یا نثر علمی، مفرد باشند یا در ترکیب جمله بکار رفته باشند، تقریباً از ارزش جمال شناسیک خالی­اند، عبارت ادبی یا ساختار ادبی می‌تواند در هر رابطه­ای از روابطش، ارزش یا ارزش‌های جمال شناسیکی را با خود داشته باشد. خالق حقیقی کسی است که توانایی ایجاد زبان جمال شناسیک را داشته باشد، به طوری که از چارچوب آشنا و مألوف بگذرد و پیش بینی خواننده را غیر ممکن سازد و او را در انتظار همیشگی برای ساختاری جدید قرار دهد. در برتری دادن زبان شعر بر زبان عادی، مسألة «لفظ و معنی» که محور اختلافات زبانشناسی بوده است به ذهن خطور می‌کند، می‌توان گفت که شعر شناسی نوین، در مقام اول شعر را ساختاری زبانی دارای روابط جدید، می‌بیند. از نظر کوهن، شاعر «با سخنش شاعر است نه با فکر کردنش و احساسش، او خالق کلمات است نه افکار. و نبوغ او به ابداع و آفرینش زبانی او بر می­گردد» (کوهن، 1986: 40) و غیر قابل ترجمه بودن شعر نیز این مسأله را تأکید می‌کند (همان: 33). البته نباید به ظاهر کلام بسنده شود و این گمان بوجود آید که شعر از اندیشه خالی است، چرا که این گمان جزو مغالطه به حساب می‌آید. در هر صورت، آشنایی­زداییِ ترکیبی (ساختاری) بیش‌تر در تقدیم و تأخیر نمود پیدا می‌کند و مشهور است که هر زبانی، ساختارهای نحوی قیاسی و کلی دارد که سخن بر پایة آن‌ها جریان می‌یابد. برای مثال، فاعل در زبان عربی پس از فعل و پیش از مفعول می‌آید، درحالی‌که در زبان انگلیسی، فاعل در صدر کلام است. به اعتبار دیگر، مبتدایی است که فعل و مفعول پس از آن می‌آید. اما میان زبان انگلیسی و عربی از لحاظ اعرابی اختلاف وجود دارد چرا که زبان عربی بر اعراب تکیه می‌کند که تا حد زیادی در تبیین دلالت‌ها نقش دارد. اما زبان انگلیسی و زبان‌های دیگر، اعراب ندارند و تبیین دلالت‌ها در این زبان‌ها به موقعیت‌های سخن بر می‌گردد. و ناگفته پیدا است که نرمش و لطافت ساختار در نوع اول از نوع دوم بیشتر است. و کاملاً آشکار است. که تقدیم و تأخیر با قواعد نحو مرتبط است به طوری که جان کوهن آشنایی­زدایی ناشی از این مسأله را «آشنایی­زدایی نحوی» نامیده است. (همان: 179) به نظر کوهن، آشنایی ناقدان و زبانشناسان «با منابع شعری پنهان در زیر ساخت‌های صرفی و ترکیبی زبان بسیار کم است... اما نویسندگان خلاق در جهت عکس قرار دارند [چرا که] غالباً از آن‌ها سود جسته‌اند.» (همان: 175). تحلیل کوهن در شاعرانه بودن تقدیم و تأخیر و ارجاع آن به صرف مخالفت با کاربرد شایع و معمول، تحلیلی درست است. اما کامل نیست؛ چون مخالفت تنها، برای تأکید شاعرانه بودن کافی نیست، و باید در ورای این مخالفت، ارزش‌های هنری و هدفی زیبایی شناسی باشد، هدفی هنری که بیانگر چیزی در نفس باشد. برخی کوشیده­اند تا میان تقدیم و تأخیر و حذف و اضافه ارتباط برقرار کنند و «تقدیم و تأخیر را در مقولة حذف و اضافه در بیاورند، چرا که تقدیم و تأخیر در بردارندة حذف عنصری از جایگاه و موقعیت خویش، و اضافة آن به موقعیتی متفاوت، است» (فضل، 1985: 87). اما به نظر می‌رسد که تقدیم و تأخیر گونه­ای مستقل از حذف و اضافه است و در آن حذف و یا اضافه­ای صورت نمی‌گیرد، بلکه تصرف در موقعیت‌های گفتار است، تصرفی در ساختار نحوی کلام است. نه به این معنی که با قواعد زبان مخالفت شود « بلکه به معنی عدول از اصل است » (شکری، 1998: 85). و ذهن عادت زده به قواعد انتظام یافته را با چالش مواجه می‌کند. باید خاطر نشان کرد که ترکیب و ساختار فقط منحصر به جمله نمی‌شود، چه دو نوع ترکیب دیگر وجود دارد که نوع اول در ترکیب صداها و حروف نمایان است، و پرداختن به این ترکیب  تقریباً غیر ممکن می‌نماید  چرا که این ترکیب پیش از پیدایش متن وجود دارد و نسل بشر یکی پس از دیگری آن را بکار می‌گیرد بی آن که  دربارة آن نظری بدهد، و این امری است که به دور از زمینة هنر است. اما نوع دوم ترکیب و ساختار مجموعه­ای از جمله‌ها در متن است که در پایان ساختار، متن را بوجود می‌آورند. بر این اساس دو نوع ترکیب وجود دارد که خالق اثر می‌تواند در آن دخل و تصرف کند: سطح ترکیب کلمات در جمله و سطح ترکیب جملات در متن، و آشنایی­زدایی در هر دو نوع وارد می‌شود. (ویس، 1416: 109). دیدگاه کلی دربارة متن بهتر است از پدیده­های ناآشنا، همچون پراکندگی نا متعادل بعضی از عناصر برجستة سبک، پرده بردارد. (فضل، 1985: 199) مانند این که استعاره در بخشی از متن، زیاد و در بقیة بخش‌ها، کم یا اصلا نباشد، یا این که عنصری از سبک شکسته شود و تکرار آن در متن جلوه­ای خاص و غیر عادی ایجاد کند و در دیگر ساختمان زنجیره­های به هم پیوسته و پیچیدة جملات، آشنایی­زدایی نامألوف ایجاد ‌کند .




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آشنایی زدایی ، آشنایی زدایی جایگزینی ، زبان شعر عربی ، آشنایی زدایی شعر عربی ، الانزیاح الشعر العربی ، شاعر معاصر ، آشنایی زدایی عربی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 11 فروردین 1395 07:28 ب.ظ

ظاهرة الإنزیاح فی شعر أدونیس - هنجار گریزی در شعر ادونیس

یکشنبه 16 اسفند 1394 05:37 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ، ادونیس ، زبان شناسی -مقالات اللسانیات ، سبک شناسی ( أسلوبیة ) ،

 ظاهرة الإنزیاح فی شعر أدونیس

المؤلفون

علی نظری1 ؛ یونس ولیئی2

1عضو هیئة التدریس فی قسم اللغة العربیة و آدابها، جامعة لرستان(أستاذ مشارک).

2طالب الدکتوراه بقسم اللغة العربیة و آدابها، جامعة لرستان.

برای دانلود مقاله کلیک کنید

الملخص

تعدّ ظاهرة الإنزیاح من الظواهر الهامة فی الدراسات الألسنیة و الأسلوبیة، التی تدرس اللغة الشعریة علی أنها لغة مخالفة للکلام العادی و المألوف لأنّ النص الأدبی خاصة الشعر ینزع إلی تحقیق هویته من خلال الاختلاف عن الخطاب الشائع. و أدونیس من الشعراء الذین اقترن اسماؤهم بحرکة الحداثة الشعریة العربیة، و استطاع الشاعر تبلور منهج جدید فی الشعر العربی یقوم علی توظیف اللغة علی نحو فیه قدر کبیر من الإبداع فقد أکثر من استخدام الإنزیاح فی شعره. و یحاول هذا البحث أن یعالج ظاهرة الانزیاح عند أدونیس بدراسة الإنزیاحات الواردة، الاستبدالیة و الترکیبیة فی شعره. و یرصد من الإنزیاحات الاستبدالیة عند الشاعر؛ الاستعارة، و التشبیه، و المفارقة، و من الانزیاحات الترکیبیة؛ التقدیم و التأخیر، و الحذف، و الانزیاح الأسلوبی.

الكلمات الرئیسیة: أدونیس؛ الإنزیاح؛ الإنزیاح الإستبدالی؛ الإنزیاح الترکیبی

منابع استفاده شده در مقاله:

إبن جنی، ابو عثمان النحوی. الخصائص. تحقیق محمد علی النجار. القاهرة: المکتبة العلمیة.

إبن منظور الأندلسی، محمد بن مکرم. لسان العرب. القاهرة: دار المعارف.

أدونیس. 2003 م. الأعمال الشعریة؛ اغانی مهیار الدمشقی وقصائد أخری. مکتبة الإسکندریة.

بو خاتم، مولای علی.2004 م. مصطلحات النقد العربی السیماوی؛ الإشکالیة والأصول والإمتداد. دمشق:اتحاد الکتاب العرب.

التفتازانی، سعد الدین.1388 ه. ش. شرح المختصر. الطبعة الخامسة. قم: منشورات اسماعیلیان.

الجرجانی، عبدالقاهر. 2009 م. أسرار البلاغة. تحقیق محمد الفاضلی. بیروت: المکتبة العصریة.

حافظ الشیرازی، شمس الدین محمد. 1387ه.ش. دیوان حافظ. تهران: ققنوس.

درویش، أحمد. 1998 م. دراسة الأسلوب بین المعاصرة والتراث. القاهرة: دار غریب للطباعة والنشر والتوزیع.

فضل، صلاح. 1998 م ب. نظریة البنائیة فی النقد العربی. القاهرة: دار الشروق.

فضل، صلاح. 1998م الف. علم الأسلوب ومبادئه وإجراءاته. القاهرة: دار الشروق.

الفیروز آبادی، مجد الدین. لاتا. القاموس المحیط. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.

محمد ویس، أحمد. 2005 م. الإنزیاح من منظور الدراسات الأسلوبیة. المؤسسة الجامعیة للدراسات والنشر والتوزیع.

المسدّی، عبد السلام. لاتا. الأسلوب والأسلوبیة. الطبعة الثالثة. الدار العربیة للکتاب.

الهاشمی، السید أحمد.2010 م. جواهر البلاغة. الطبعة الثالثة. بیروت: دار المعرفة.

 

المقالات

الشتیوی، صالح علی سلیم. 2005 م. ظاهرة الإنزیاح الأسلوبی فی شعر خالد بن یزید الکاتب. مجلة جامعة دمشق. المجلد 21 الأعداد 3و4.

عبد القادر، البار. 2010 م. «الإنزیاح فی محوری الترکیب والإستبدال». مجلة الآداب واللغات. جامعة قاصدی مرباح. الجزائر. العدد التاسع.

گنجیان، علی و فاطمه جغتایی. «قصیدة النثر عند محمد الماغوط و احمد شاملو». مجلة دراسات الادب المعاصر. جامعة آزاد الاسلامیة فی جیرفت. السنة 3. العدد 10. صص 77-95.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ادونیس ، الانزیاح الشعر المعاصر ، الانزیاح الترکیبی ، هنجارشکنی ادونیس ، آشنایی زدایی شعر عربی ، الأسلوبیة ادونیس ، سبک شناسی ادونیس ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 16 اسفند 1394 05:40 ب.ظ

تجلیات الانزیاح فی الصحیفة السجّادیة (دراسة أسلو‌بیة)

شنبه 15 اسفند 1394 11:21 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ، سبک شناسی ( أسلوبیة ) ،

تجلیات الانزیاح فی الصحیفة السجّادیة (دراسة أسلو‌بیة)

نویسندگان

زهرا قاسم پیوندی ؛ سید محمدرضا ابن الرسول ؛ محمد خاقانی اصفهانی

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

إنّ الصحیفة السجادیة تتّسم بالأسلوب الأدبی الرصین مقارنة بالکتب الأخرى فی هذا المضمار، فقام الباحثو‌ن بدراسات کثیرة لشرح هذا الکتاب الشریف، لکن لم یستوعب جهو‌دهم بلاغته و‌نحوه‌ بشکل کامل. من أهم قضایا البلاغة الحدیثة التی تقع موضع عنایة الباحثین هی الدراسات الأسلو‌بیة، و‌من أبرز الأسلو‌بیات، أسلوبیة الانزیاح التی اعتمدت على خروج عن المألوف و‌المعیار.

تسعى هذه المقالة إلى معالجة نص الصحیفة السجادیة من خلال دراسة نماذج من أدعیة الإمام السجاد 7 على أساس أسلوبیة الانزیاح بأنو‌اعها: الصوتیة، والنحویة، والمعجمیة، والدلالیة.

و‌فی الختام تستنتج بأنّ الصحیفة تستو‌عب کلّ جمالیات الانزیاح حیث ‌فیها نماذج من الخروج عن المألوف فی أطر النحو ‌و‌البلاغة والصوت والمعجم و‌هذه المیزات الانزیاحیة نفسها، أضفت صور إیحائیة على الموضوع للتعبیر عن البعد الجمالی الخفی فی النص ولفتت انتباه القارئ.  

کلیدواژگان: الانزیاح الدلالی؛ الانزیاح الصوتی؛ ‌ الانزیاح المعجمی؛ الانزیاح النحوی؛ الصحیفة السجادیة

منابع استفاده شده در مقاله:

القرآن الکریم.

الصحیفة السجادیة. ترجمة جواد فاضل، طهران: مطبعة سبهر.

ابن الأثیر. مبارک بن محمد (دو‌ن تا). النهایة فی غریب الحدیث و‌الأثر. تحقیق محمو‌د محمد الطناحی و‌طاهر أحمد الزادی، بیرو‌ت: دار إحیاء التراث العربی.

ابن جنی، أبو الفتح عثمان (دون تا). الخصائص. تحقیق محمد علی النجار، القاهرة: المکتبة العلمیة.

ابن عصفو‌ر، علی بن مؤمن (دو‌ن تا).المقرّب. تحقیق أحمد عبد الستار الجو‌اری و‌عبدالله الجبو‌ری، بغداد: مطبعة العانی.

ابن عقیل، عبدالله (1386ش). شرح ابن عقیل. تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید. طهران: انتشارات ناصر خسرو‌.

ابن المعصوم المدنی (دو‌ن تا). ریاض السالکین فی شرح صحیفة سید الساجدین. قم: النشر الإسلامی.

ابن هشام الأنصاری، جمال الدین (1386ش). مغنی اللبیب عن کتب الأعاریب. تحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، طهران: مؤسسة الصادق للطباعة والنشر.

أبو ‌العدو‌س، یو‌سف (2010م). الأسلوبیة الرؤیة و‌التطبیق. ط 2، عمان: دار المسیرة.

الأسترآبادی، رضی الدین محمد (دون تا). شرح الکافیة فی النحو. هامش سید شریف الجرجانی، طهران: المکتبة المرتضویة لإحیاء الآثار الجعفریة.

الإشمونی. علی بن محمد الشافعی (1412هـ). حاشیة الصبان على شرح الإشمونی على ألفیة بن مالک. قم: انتشارات زاهدی.

بلیت، هنریش (1999م). البلاغة و‌الأسلو‌بیة. ترجمة محمد العمری. المغرب: أفریقیا الشرق.

زارع، آفرین؛ و‌دادبو‌ر، نادیا (2011م). الإعجاز البیانی للقرآن الکریم من خلال أسلوبیة الانزیاح (دراسة و‌صفیة- تطبیقیة). مجلة الدراسات فی اللغة العربیة و‌آدابها، العدد 5، صص51-84.

زارع، آفرین؛ وآخرون (1391ش). تحلیل آوایی در صحیفه سجادیه (با تأکید بر دعاى استعاذه). مجلة پژوهش‌های قرآن وحدیث، العدد 1، صص71-91.

السیو‌طی، عبدالسلام (1998م). همع الهو‌امع فی شرح جمع الجو‌امع. بیرو‌ت: دار الکتب العلمیة.

شبلنر، برند (1987م). علم اللغة والدراسات الأدبیة. ترجمة محمود جاد الرب، الریاض: الدار الفنیة للنشر والتوزیع.

شفیعی کدکنی، محمد رضا (1379ش). موسیقی شعر. طهران: انتشارات آگاه.

شیری، علی أکبر (1380ش). نقش آشنایی زدایی در آفرینش‌هاى زبان أدبی. مجلة آموزش زبان وادب فارسی، العدد 59، صص 8-17.

مرادی، محمدهادی؛ و‌قاسمی، مجید (2012م). الردّ على منظّری انزیاحیة الأسلو‌ب (رؤیة نقدیة). فصلیة إضاءات نقدیة، العدد 5، صص105-123.

محمد و‌یس، أحمد (2005م). الانزیاح من منظور الدراسات الأسلو‌بیة. بیرو‌ت: انتشارات مجد.

المسدّی، عبدالسلام (دو‌ن تا). الأسلوبیة و‌الأسلوب. ط 3، تو‌نس: الدار العربیة للکتاب.

النعیمی، حسام سعید (1980م). الدراسات اللهجیة والصوتیة عند ابن جنی. العراق: منشورات وزارة الثقافة والإعلام.

یعقو‌ب، إمیل بدیع (1386ش). مو‌سو‌عة النحو‌ و‌الصرف و‌الإعراب. طهران: انتشارات استقلال.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: الانزیاح الدلالی ، الانزیاح المعجمی ، هنجارگریزی ، الأسلوبیة ، سبک شناسی صحیفه سجادیه ، الانزیاح القرآن ، شالوده شکنی شعر عربی ،
آخرین ویرایش: شنبه 15 اسفند 1394 11:25 ب.ظ

الانزیاح الشعری فی الخطاب الثوری لشعر فاروق جویدة

سه شنبه 11 اسفند 1394 04:48 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: هنجارشکنی - آشنایی زدایی - الانزیاح ، گفتمان ( الخطاب ) ،

الانزیاح الشعری فی الخطاب الثوری لشعر فاروق جویدة

برای دانلود مقاله کلیک کنید

الملخص

لایتمیز الشعر السیاسی الثوری بمضامینه السیاسیة فحسب، بل بنسجه الفنی الذی یجعل الکلمة الشعریة علیا، لأن المعانی السیاسیة مطروحة فی الشارع العام یعرفها الجمیع، فالأداء اللغوی الجمیل هو الفاصل الذی یرفع الشعر دون الآخر. فالاستنتاج الخاطئ من الاعتقاد السائد بکون الشعر السیاسی قریباً من لغة الشعب الیومیة لیؤثر فی الشارع العام أدی فی أحایین کثیرة، إلی إنشاد قصائد سیاسیة مبتذلة و آنیة دون الاستمتاع بجوهر الشعر الفنی الذی یکمن فی الخروج عن المألوف أو ما یسمی الیوم بـ«الانزیاح الشعری». هذا العرض الفنی الرفیع هو ما استمتع به الشاعر المصری الملتزم «فاروق جویدة» فی شعره السیاسی الثوری للوصول إلی قلوب مخاطبیه. فکیف وظف الانزیاح فی خطابه الثوری لشعره؟ نستنتج مما بحثنا أن ظاهرة الانزیاح تظهر فی شعر جویده الثوری فی سبعة مستویات: الدلالیة و الزمنیة و الترکیبیة و الکتابیة و اللغویة و الأسلوبیة و اللهجیة فیقع القسم الرئیس منها فی المستوی الدلالی و أنه لم‌یهتم بالمستوی الصوتی، و استطاع فی کل ذلک أن یحسن استخدامها فی استجلاب اهتمام الشعب بالمنظورات السیاسیة و الاحتجاجیة و الثوریة.

الكلمات الرئیسیة: الانزیاح؛ الثورة؛ الشعر السیاسی؛ فاروق جویدة




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: الانزیاح ، الشعر السیاسی ، فاروق جویدة ، فاروق جویده ، هنجارگریزی شعر عربی ، ساختار شکنی شعر عربی ، شعر عربی معاصر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 11 اسفند 1394 04:50 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 2 1 2
پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس