دکتر احمد حیدری

ترجمة الشعر: ممكنة أم مستحیلة؟ - ترجمه شعر ممکن یا غیر ممکن؟!

سه شنبه 19 مرداد 1395 10:56 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: ترجمه شعر عربی ، مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ،

ترجمة الشعر: ممكنة أم مستحیلة؟


برای دانلود مقاله کلیک کنید


تعدّ ترجمة الشعر واحدة من أعقد أنواع الترجمات؛ فهی تلاقی صعوبات جمة لعل أهمها مسألة إمكانیة الترجمة أو استحالتها. وعلیه، من الأفضل البدء بطرح السؤال الآتی: هل ترجمة الشعر ممكنة؟ أم أنها مستحیلة؟ إنه بالتأكید سؤال لا یستدعی أیة إجابة لأن الترجمة موغلة فی القدم بقدر قدم النصوص المترجمة التی تملأ رفوف المكتبات. لكن بمقدورنا أن نردد ما قاله توماس مان (1970: 211) أنه على الرغم من هذه الصعوبات فمن یستطیع تثبیط عزیمة أی شخص فی العالم على ترجمة الشعر فقط لأن هذه المهمة مستحیلة أصلاً؟ یتناول البحث الراهن، وبشی من التفصیل، السمات اللازمة لترجمة الشعر، كما یسعى إلى عرض الاتجاهات الفكریة التی تخوض فی مسألة إمكانیة ترجمة الشعر أو استحالتها من خلال طرح الآراء المؤیدة والمناهضة لذلك، فضلاً عن تسلیط الضوء على الإشكالات التی تصاحب هذا الحقل. كما ستتبنى أنموذج تقویم معین لمجموعة مختارة من النصوص التی تعدّ شاهداً على استحالة ترجمة الشعر. وجدیر بالذكر أن فكرة كتابة بحث عن موضوع كهذا هی حصیلة عمل الباحثة مع الشعراء ؛ إذ قامت بتحریر وترجمة كتاب من الإنكلیزیة إلى العربیة عنوانه "فی الشعر وترجمته" (2012، دار الجمل للنشر، بیروت) واجهت فیه عقبات كثیرة كانت سبباً فی كتابة هذا البحث، منها، على سبیل المثال، الصوتیة واللسانیة والثقافیة. وسیعتمد البحث ترجمات من هذا الكتاب تبین تلك الصعوبات.

الکلمات الرئیسة: ترجمة الشعر، إمکان ترجمة الشعر - إشکالیات ترجمة الشعر - ترجمه پذیری شعر - چالش ترجمه شعر - امکان ترجمه شعر عربی - نقد ترجمه شعر- ترجمه شعر عربی به فارسی نقد - مطالعات ترجمه-




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه شعر ، چالش ترجمه شعر عربی ، امکان ترجمه شعر ، نقد ترجمه شعر عربی ، مقاله نقد شعر عربی ، ترجمه شعر عربی نقد ، ترجمة الشعر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395 11:03 ب.ظ

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه

سه شنبه 19 مرداد 1395 05:24 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: نهج البلاغه ، علوم قرآنی ادبی ، مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ،

            

اصول و روشهای نقد از دیدگاه قرآن و نهج‌البلاغه


برای دانلود اصل مقاله کلیک کنید

چکیده

نقّادی و نقدپذیری در جامعة اسلامی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. انتقاد صحیح موجب شناخت نقاط قوّت و ضعف می‌شود و از این طریق به پیشرفت و اصلاح امور می‌انجامد. برای اینکه هدف اصلی نقد که تکامل و اصلاح فرد و جامعه است و مورد تأکید دین اسلام نیز می‌باشد، محقّق شود، لازم است نقد مبتنی بر اصول و روش‌های صحیح انجام شود. بهترین راه برای دست یافتن به اصول و روش‌های صحیح نقد که مورد پذیرش دین اسلام نیز باشد، استفاده از متون دینی یعنی قرآن مجید و کلام معصومان، علیهم‌السّلام، است. با بررسی انتقادهایی که در قرآن مجید و نهج‌البلاغه صورت گرفته، می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و سازنده پی ببریم.

کلیدواژگان: نقد؛ انتقاد؛ اصول نقد؛ روشهای نقد؛ نقد در قرآن؛ نقد در نهج‌البلاغه.

روشهای نقد در قرآن و نهج‌البلاغه

1ـ نقد به شیوة حکمت، موعظة حسنه و جدال احسن

خداوند در قرآن خطاب به پیامبر (ص) می‌فرماید: ﴿اُدْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِوَالْمَوْعِظَةِالْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشى که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت از همگان بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است و او به هدایت‏یافتگان داناتر است (النّحل/125). خلیل بن احمد مى‏گوید: «وعظ تذکّر و یادآورى سخنى است که با خیر و خوبى همراه باشد که قلب و دل را لطیف و روشن سازد» (فراهیدی، 1410ق.، ج ‏2: 228).

«جدال» به معنای گفتگوى با نزاع و ستیزه و چیرگى بر یکدیگر است (ر.ک؛ راغب اصفهانی، 1412ق.: 189) و «حکمت» یعنى به حق رسیدن با علم و عقل (ر.ک؛ همان: 249). علاّمه طباطبائی در تعریف «حکمت» و «جدال» چنین نوشته‌اند: «مراد از حکمت (و خدا داناتر است) حجّتى است که حق را نتیجه دهد، آن هم طورى نتیجه دهد که هیچ شکّ و ابهامى در آن نماند و موعظه عبارت از بیانى است که نفس شنونده را نرم و قلب او را به دقّت درآورد و آن بیانى خواهد بود که آنچه مایة صلاح حال شنونده است، از مطالب عبرت‏آور که آثار پسندیده و ثناى جمیل دیگر آن را در پى دارد، دارا باشد. نیز جدال عبارت است از دلیلى که صرفاً براى منصرف نمودن خصم از آنچه که بر سر آن نزاع مى‏کند، به کار برود، بدون اینکه خاصیّت روشنگرى حق را داشته باشد، بلکه عبارت است از اینکه آنچه را که خصم خودش به تنهایى و یا او و همة مردم قبول دارند، بگیریم و با همان ادّعای او را رد کنیم» (طباطبائی، 1417ق.، ج ‏12: 534).

2ـ انتقاد بدون توهین و کلام ناشایست انجام شود

نقد اصولی و صحیح موجب نمایاندن محاسن و معایب فرد و جامعه است، لذا برای پیشرفت فرد و جامعه سودمند است، امّا براى اجراى آن نباید پا از حدود شرع بیرون گذاشت و در حقیقت، نباید برای انجام چنین کار سودمندی به واجبات شرعی بی‌اعتنا بود و مرتکب محرّمات شد. یکى از محرّمات که احتمال انجام آن در حین انتقاد زیاد است، بدزبانى و دشنام‏گویى است که منتقد مى‏پندارد چون حق با اوست، مى‏تواند از هر زبانى و واژگانى استفاده کند. منطق قرآن و دستور خداوند متعال به موسى و هارون‏، علیهما‌السّلام، باید در این زمینه راهنماى هر مسلمانى باشد: ﴿فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّیِّنًا لَّعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشَى‏: امّا به نرمى با او سخن بگویید، شاید متذکّر شود یا (از خدا) بترسد (طه/44).

قرآن کریم حتّى دشنام دادن به مشرکان را درست نمى‏شمارد و مؤمنان را کسانى مى‏داند که از هرگونه لغوى دورى مى‏گزینند و نیز حتّى به جاهلان پاسخى در خور و مسالمت‏آمیز مى‏دهند:﴿وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ...: (به معبود) کسانى که غیر خدا را مى‏خوانند، دشنام ندهید، مبادا آنها (نیز) از روى (ظلم و) جهل خدا را دشنام دهند(الأنعام/ 108)؛ ﴿وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ: و آنها که از لغو و بیهودگى رویگردانند»(المؤمنون/3)؛﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا: بندگان (خاصّ خداوند) رحمان کسانى هستند که با آرامش و بى‏تکبّر بر زمین راه مى‏روند و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند)، به آنها سلام مى‏گویند (و با بى‏اعتنایى و بزرگوارى مى‏گذرند)(الفرقان/63).

هدف از نقد، اصلاح و پیشرفت فرد و جامعه است و یک منتقد زمانی می‌تواند به این هدف دست یابد که با کلام شایسته و از روی ادب و لطف با مخاطب برخورد نماید و از این طریق، خیرخواهی خود را نشان دهد تا کلام و رفتارش در دل و جان مخاطب نفوذ کند و تأثیر مطلوب ایجاد نماید، حال آنکه دشنام‏گویى مانع از نفوذ و سدّ راه همدلى است. اگر هم کمترین امکان تأثیرى در میان باشد، دشنام دادن و بدگویى آن ‏را از میان مى‏برد. از این ‏رو، در منظومة فکرى امام على (‏ع) جایى براى دشنام دادن وجود ندارد و ایشان روا نمى‏دارد که مسلمانى دهان خود را بدان بیالاید. حضرت چون در جنگ صفّین دید که یارانش به لشکریان معاویه دشنام مى‏دهند، آنان را از این کار برحذر داشت و فرمود: «من خوش ندارم شما دشنامگو باشید، لیک اگر کرده‏هاى آنان را بازگویید و حالشان را فرا یاد آرید، به صواب نزدیکتر بُوَد و در عذرخواهى رساتر» (نهج‏البلاغه/ خ 206). در واقع، نهج‌البلاغه و قرآن هر دو دستور می‌دهند که مسلمانان حتّی در برابر دشمن، اصول ادب و عفّت کلام را حفظ کنند، چراکه با دشنام نمی‌توان گمراهان را به سوی حقّ سوق داد، بلکه به عکس، دشنام موجب لجاجت بیشتر دشمن خواهد شد. بنابراین، باید با منطق، برهان و نزاکت اخلاقی، افراد را به سوی خوبی‌ها و درستی‌ها جذب نمود.

3) انتقاد با ارایة راه حل

انتقادهای قرآن با ارایة راه حل همراه هستند؛ یعنی وقتی در مورد امری انتقاد صورت می‌گیرد، راه حل هم برای اصلاح و بهبود ارایه می‌شود؛ برای نمونه وقتی حضرت لوط به قوم خود به‌خاطر عمل ناشایست ایشان انتقاد می‌کند و آنها را از آن گناه منع می‌کند، راه حلّ مناسب هم به ایشان پیشنهاد می‌کند، چنان‌که حضرت لوط به قوم خود می‌فرماید: ﴿... إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَکُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِینَ * أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَتَأْتُونَ فِی نَادِیکُمُ الْمُنکَرَ ...: شما عمل بسیار زشتى انجام مى‏دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! * آیا شما به سراغ مردان مى‏روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع مى‏کنید و در مجلس خود اعمال ناپسند انجام مى‏دهید؟! (العنکبوت /29ـ28)؛ ﴿وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَمِن قَبْلُ کَانُواْ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ قَالَ یَا قَوْمِ هَؤُلاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَلَیْسَ مِنکُمْ رَجُلٌ رَّشِیدٌ: قوم او (به قصد مزاحمت میهمانان) به سرعت به سراغ او آمدند و قبلاً کارهاى بد انجام مى‏دادند، گفت: اى قوم من! اینها دختران منند. براى شما پاکیزه‏ترند! (با آنها ازدواج کنید و از زشتکارى چشم بپوشید!) از خدا بترسید و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!(هود/78).

مرحوم علاّمه طباطبائی در مورد گفتگویی که میان لوط (ع) و قوم او صورت گرفته، نوشته‌اند: «وقتى لوط (ع) دید که قوم همگى بر سوء قصد علیه میهمانان یک‌دست شده‏اند و صرف موعظه و یا خشونت در گفتار، آنان را از آنچه مى‏خواهند، منصرف نمى‏کند، تصمیم گرفت آنها را از این راه فحشاء بازدارد و منظور ایشان را از راه حلال تأمین کند، از طریقى که گناهى بر آن مترتّب نمى‏شود و آن مسألة ازدواج است، لذادختران خود را به آنان عرضه کرد و ازدواج با آنان را برایشان ترجیح داد و گفت: «ازدواج با این دختران، پاکیزه‏تر است و یا این دختران پاکیزه‏ترند» و اگر جملة﴿هؤُلاءِ بَناتِیرا مقیّد کرد به قید﴿هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْبراى این بود که بفهماند منظور لوط (ع) از عرضه کردن دختران خود این بوده که مردم با آنها ازدواج کنند نه اینکه از راه زنا شهوات خود را تسکین دهند» (طباطبائی، 1417ق.، ج10: 505). بهتر است همیشه انتقاد با ارایة راه حلّ مناسب همراه باشد تا به اصلاح و بهبود امور تسریع ببخشد و در حقیقت، براى جلوگیرى از منکرات باید ابتدا راه‌هاى معروف را باز کرد و به مردم نشان داد.

4ـ نقد در غالب داستان‌های قرآن و بیان سرنوشت گذشتگان

تعدادی از آیات و سوره‌های قرآنی به بیان سرگذشت انبیاء و اقوام گذشته می‌پردازند و از این طریق، نکات آموزنده و تربیتی فراوانی را برای هدایت مردم و نشان دادن خوبی‌ها و بدی‌ها ارایه می‌دهند. قرآن کریم برخی از قصّه‌های خودرا ﴿أَحْسَنَ الْقَصَصِ (یوسف/3) و از خود به ﴿أَحْسَنَ الْحَدِیثِ (الزّمر/23) یاد کرده است: ﴿وَکُلاًّ نَّقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَکَ وَجَاءَکَ فِی هَذِهِ الْحَقُّ وَ مَوْعِظَةٌ وَذِکْرَى لِلْمُؤْمِنِینَ: ما از هر یک از سرگذشت‌هاى انبیاء براى تو بازگو کردیم تا به وسیلة آن، قلبت را آرامش بخشیم و اراده‏ات قوى گردد و در این (اخبار و سرگذشت‌ها،) براى تو حقّ و براى مؤمنان موعظه و تذکّر آمده است(هود/120).

با توجّه به اینکه تاریخ آزمایشگاه مسایل گوناگون زندگى بشر است و آنچه را که انسان در ذهن خود با دلایل عقلى ترسیم مى‏کند، در صفحات تاریخ به صورت عینى بازمى‏یابد، نقش تاریخ را در نشان دادن واقعیّات زندگى به خوبى مى‏توان درک کرد. انسان با چشم خود در صفحات تاریخ، شکست مرگبارى را مى‏بیند که دامن یک قوم و ملّت را بر اثر اختلاف و پراکندگى مى‏گیرد و همین گونه پیروزى درخشان قوم دیگر را که در سایة اتّحاد و همبستگى به دست می‌آید. تاریخ با زبان بى‏زبانی نتایج قطعى و غیر قابل انکار مکتب‌ها، روش‌ها و برنامه‏هاى هر قوم و گروهى را بازگو می‌کند. داستان‌هاى پیشینیان مجموعه‏اى است از پرارزشترین تجربیّات آنها و مى‏دانیم که محصول زندگى چیزى جز تجربه نیست. تاریخ آیینه‏اى است که تمام قامت جوامع انسانى را در خود منعکس مى‏سازد؛ زشتی‌ها، زیبایی‌ها، کامیابی‌ها، ناکامی‌ها، پیروزی‌ها، شکست‌ها و عوامل هر یک از این امور را بیان می‌کند. به همین دلیل مطالعة تاریخ گذشتگان، عمر انسان را ـ درست به اندازة عمر آنها ـ طولانى مى‏کند، چرا که مجموعة تجربیّات دوران عمر آنها را در اختیار انسان مى‏گذارد. على (ع) به فرزند برومندش چنین مى‏گوید: «فرزندم! من هرچند عمر پیشینیان را یکجا نداشته‏ام، ولى در اعمال آنها نظر افکندم، در اخبارشان اندیشه نمودم و در آثار ایشان به سیر و سیاحت پرداختم، آن‌چنان که گویى همچون یکى از آنها شدم، بلکه گویى من به خاطر آنچه از تجربیّات تاریخ آنان دریافته‏ام، با اوّلین و آخرین آنها عمر کرده‏ام» (نهج‌البلاغه/ ن 31).

نقد به شیوة داستان در قرآن

برای نمونه به قسمتی از داستان حضرت ابراهیم (ع) و قوم ایشان که در قرآن ذکر شده، اشاره می‌شود: ﴿وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِن قَبْلُ وَکُنَّا بِه عَالِمِینَ * إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا هَذِهِ التَّمَاثِیلُ الَّتِی أَنتُمْ لَهَا عَاکِفُونَ * قَالُوا وَجَدْنَا آبَاءَنَا لَهَا عَابِدِینَ قَالَ لَقَدْ کُنتُمْ أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمْ فِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ( الأنبیاء/ 54ـ51).

در این آیات حضرت ابراهیم (ع) به نقد عقیده و عملکرد عمو و قوم او در مورد پرستش بتها پرداختند. پدیده‌ای که در این داستان مورد نقد قرار گرفته، شرک و بُت‌پرستی است.

نمونه‌ای از نقد به شیوة داستان در نهج‌البلاغه

حضرت علی (ع) در خطبه‌ای که به «قاصعه» معروف است، در غالب بیان داستان سجده نکردن ابلیس به حضرت آدم (ع)، به نقد تکبّر و خودبرتربینی پرداختند که ریشة بسیاری از گناهان است. امام علی (ع) ضمن بیان این داستان، به تحلیل عملکرد ابلیس و بیان علل نافرمانی او از خداوند پرداختند: «وَ هِىَ تَتَضَمَّنُ ذَمَّ اِبْلیسَ لَعْنَهُ اللّهُ عَلَى اسْتِکْبارِهِ وَ تَرْکِهِ السُّجُودَ لِآدَمَ عَلَیْهِ‌السَّلاَمُ، وَ أَنَّهُ اَوَّلُ مَنْ اَظْهَرَ الْعَصَبِیَّةَ وَ تَبِعَ الْحَمِیَّةَ، وَ تَحْذِیرَ النّاسِ مِنْ سُلُوکِ طَریقَتِهِ». این خطبه حاوى مذمّت ابلیس ملعون به خاطر استکبار و ترک سجودش نسبت به آدم، علیه‌السّلام، است و اینکه او اوّلین کسى است که بر عدم پذیرش حق اصرار ورزید و پیرو خودخواهى شد و این خطبه مردم را از پیروى راه او برحذر مى‌دارد.

5ـ نقد از طریق ایجاد پرسش

یکی از شیوه‌های قرآنی برای بیان حقیقت و آگاه کردن مخاطب، شیوة استفهام و طرح پرسش است. این شیوه مخاطب را به تأمّل و اندیشیدن دعوت می‌کند و موجب می‌شود تا او در باورهای خود یک بازنگری داشته باشد. استفهام در ادبیّات عرب به استفهام‌های تقریری، انکاری، توبیخی و مانند آن تقسیم می‌شود که هر یک از آنها با توجّه به مخاطب و هدف مطرح شدن امری به کار می‌رود. به کار بردن این شیوه موجب می‌شود تا مخاطب باورهای خود را مورد تردید قرار دهد یا به حقیقت‌هایی اقرار کند. خداوند در قرآن با ایجاد سؤال، آمادگی پذیرش مطلبی را در مخاطب به وجود می‌آورد تا او بتواند به ‌درستی مطلب مورد نظر را تجزیه و تحلیل کند. در این روش، مخاطب با سؤال رو‌به‌رو می‌شود، دربارة موضوع سؤال به فکر فرومی‌رود و زمینة اصلاح نیّت یا اصلاح هدف را از انجام عمل برای خود فراهم می‌کند. لذا این روش در نقد نقش مهمّی دارد.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام در آیات قرآن

﴿یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لِمَ تُحَآجُّونَ فِی إِبْرَاهِیمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّورَاةُ وَالإنجِیلُ إِلاَّ مِن بَعْدِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ: اى اهل کتاب! چرا دربارة ابراهیم گفتگو و نزاع مى‏کنید (و هر کدام، او را پیرو آیین خود معرّفى مى‏نمایید)؟! در حالى که تورات و انجیل، بعد از او نازل شده است! آیا اندیشه نمى‏کنید؟! (آل‌عمران/65). در این آیه، خداوند ادّعای نادرست اهل کتاب در مورد ابراهیم (ع) را به شیوة استفهام مورد نقد قرار می‌دهد و آنگاه با بیان علّت اشتباه بودن ادّعای آنها، ایشان را به تعقّل دعوت می‌فرماید.

نمونه‌ای از نقد به شیوة استفهام و پرسش در نهج‌البلاغه

این شیوه در انتقادهای مطرح شده در نهج‌البلاغه نیز دیده می‌شود؛ از جمله امام علی (ع) در پاسخ کسانی که حضرت را به خاطر تقسیم مساوی و عادلانة بیت‌المال مورد اعتراض قرار می‌دادند، چنین فرمودند: «آیا دستور مى‏دهید مرا که یارى بطلبم به ظلم و ستم بر کسی که زمامدار او شده‏ام؟ سوگند به خدا این کار را نمى‏کنم، مادام که شب و روز دهر مختلف و ستاره‏اى در آسمان (با قوّة جاذبه) ستاره‏اى را قصد مى‏نماید...» (فیض‏الإسلام اصفهانی، 1351، ج 2: 391). بنابراین، ما می‌توانیم یکباره با اندیشه‌های نادرست مخاطبان خود برخورد نکنیم، بلکه با ایجاد سؤال او را به سمت باورهای درست هدایت کنیم.

نتیجه‌گیری

نقد و انتقاد دارای مبانی دینی است و از نظر دین اسلام امری پسندیده است. نقد در صورتی که مبتنی بر اصول و روشهای صحیح صورت پذیرد، موجب پیشرفت و تکامل فرد و جامعه می‌شود. با مراجعه به قرآن مجید و کلام امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه و بررسی انتقادهای صورت گرفته می‌توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و عالمانه پی ببریم. در صورتی که در انتقادهای خود به این اصول و روشها پایبند باشیم، می‌توانیم شاهد نتایج سودمند نقد در جامعه باشیم.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد قرآن ، نقد نهج البلاغه ، اصول نقد ، نقد ترجمه نهج البلاغه ، نقد ترجمه قرآن ، روش نقد ترجمه ، نقد و ترجمه ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 مرداد 1395 05:27 ب.ظ

اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن

دوشنبه 18 مرداد 1395 05:26 ب.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ، علوم قرآنی ادبی ،

عنوان مقاله :

 اسرار بلاغی حذف فعل در قرآن كریم و نقد ترجمه های فارسی آن


  نویسنده : مجید معارف - حسن رضایی هفتادر - سمیه برزین

 

برای دانلود مقاله کلیک کنید

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه قرآن ، ترجمه بلاغی قرآن ، حذف فعل ترجمه ، قرآن بلاغت ترجمه ، اسرار بلاغی ، نقد ترجمه های قرآن ، نقد بلاغی ترجمه ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1395 05:30 ب.ظ

درآمدی در نقد ترجمه‌های کنایاتی از نهج‌البلاغه

یکشنبه 17 مرداد 1395 07:16 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ، نهج البلاغه ،

درآمدی در نقد ترجمه‌های کنایاتی از نهج‌البلاغه

عباس اقبالی

استادیار دانشگاه کاشان

برای دانلود مقاله با لینک مستقیم کلیک کنید

چکیده

تعبیرات کنایی یکی از جلوه‌های زیبایی سخن و هنر سخنور است و صاحبان هر زبان به کمک تصویرهایی که از خلال کنایات پدید می‌آید، بر قدرت نفوذ و اثربخشی کلام خویش می‌افزایند. نصوص نهج‌البلاغه مشحون از این‌گونه تعبیرات است و یکی از چالش‌های ترجمه عبارت‌های آن، برگردان کنایات آن به زبان فارسی است؛ زیرا در میان انواع ترجمه‌های معنایی یا ارتباطی که مترجمان برای عبارات کنایی به کار برده‌اند، نارسایی‌هایی به چشم می‌خورد که محل تأمّل است و جای نقد دارد. در این مقاله به اقتضای مجالی که فراهم است، تعدادی از این قبیل ترجمه‌ها بررسی و در نهایت، پیشنهادهایی ارائه شده است. بدان امید که این تلاش مختصر درآمدی بر بررسی و نقد ترجمه همه کنایات مندرج در نهج‌البلاغه باشد و بر غنای این بحث بیفزاید.

واژه‌های کلیدی: ترجمه، نهج‌البلاغه، کنایات، نقد ترجمه.،




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نقد ترجمه ، ترجمه نهج البلاغه ، ترجمه کنایه عربی ، ترجمه کنایه نهج البلاغه ، نقد ترجمه های نهج البلاغه ، نقد ترجمه کتاب عربی ، نقد بلاغی ترجمه ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 مرداد 1395 07:21 ق.ظ

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر

چهارشنبه 6 مرداد 1395 12:58 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، بلاغت ( البلاغة ) ،

          

دشواری ترجمه قرآن کریم در برخی از روش‌های قصر (تعریف مسند و مسندٌالیه، تقدیم مسندٌالیه بر مسند فعلی)

سیمین ولوی ؛ طاهره تیزغم

1استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

2کارشناس ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، تهران

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

قرآن کریم در ایجاز و بیان اسلوبی بی‌نظیر دارد و به دلیل برخورداری از ویژگی‌های بلاغی و بیانی، ترجمة آن به دیگر زبانها بسیار دشوار است. لذا مترجم قرآن علاوه بر آشنایی با اسباب نزول و سیاق آیات، لازم است ویژگی‌های بلاغی زبان عربی را به خوبی بشناسد تا بتواند با رعایت دقّت، امانت و بدون حذف و تغییر معنا به ترجمة صحیح آیات بپردازد، امّا برخی از مترجمان بدون توجّه به ویژگی‌های بلاغی قرآن کریم به ترجمة آن می پردازند. در این پژوهش ضمن شرح و توضیح شیوه‌های قصر، ترجمه‌های قرآن کریم در آیاتی که در آنها قصر به شیوة تعریف مسند و مسندٌالیه و یا به شیوة تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی صورت گرفته، بررسی شده است و دشواری‌های انتقال مفهوم قصر در این دو شیوه نشان داده شده است و مشخّص گردیده که می‌توان برای بازتاب مفهوم قصر در تعریف دو جزء، زمانی که قصر به‌وسیلة «ال جنس» باچند تأکید مانند ضمیر فصل و ادات تأکید همراه است، از چند مؤکّد استفاده کردو برای بازتاب مفهوم قصر با تقدیم مسندٌالیه مسبوق به نفی بر مسند فعلی می‌توان مفهوم قصر را داخل پرانتز ذکر کرد.

کلیدواژگان: ترجمة قرآن؛ قصر؛ تعریف مسند و مسندٌالیه؛ تقدیم مسندٌالیه




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مقاله ترجمه قرآن ، نقد ترجمه قرآن ، ترجمه قرآن بلاغت ، ترجمه قصر قرآن ، مسند مسند الیه ، قصر نقد ترجمه ، ترجمه بلاغت ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 6 مرداد 1395 01:01 ق.ظ

بررسی خطاهای فراگیران زبان عربی در ترجمه "که" به عربی

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 12:27 ق.ظ

نویسنده : دکتر احمد حیدری
ارسال شده در: مطالعات ترجمه ( نقد ترجمه ) ، آموزش نگارش عربی ، آموزش زبان عربی ،

بررسی خطاهای فراگیران زبان عربی در ترجمه "که" به عربی

پایان‌نامه . وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه اصفهان کارشناسی ارشد

استاد راهنما: منصوره زرکوب | استاد مشاور: منیژه یوحنایی | دانشجو: لیلا رییسی


برای دانلود خلاصه پایان نامه کلیک کن


حرف "که" در کتاب های دستور فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در جملات انواع گوناگون و کاربرد های متنوعی دارد، از این رو شناسایی معادل های آن و ترکیبات حاصل از آن در زبان عربی تأثیر به سزایی در ترجمه درست آن ها توسط دانشجویان دارد و در کاهش بسیاری از خطاهای شایع آنان در انتخاب معادل برای این حروف کمک می کند. در نتیجه به دلیل اهمیت و نقش عمده و تأثیر معنایی این حرف و ترکیبات حاصل از آن در پیوند جمله ها و به ویژه جمله های مرکب، جا دارد ترجمه این حروف به زبان عربی و خطاهای دانشجویان در ترجمه آن ها در رساله ای مورد بررسی قرار گیرد. در این راستا ضمن معرفی مهمترین انواع "که" در زبان فارسی، سعی شده است معادل هایِ پرکاربردِ موجود برای حرف مذکور و کلماتی که از ترکیب با آن ساخته می شوند، به صورت دقیق تر و جامع تر نسبت به کتاب های مختلف فن ترجمه و مقالاتی که در این زمینه نوشته شده است معرفی گردد. این مهم پس از فصل اول که به کلیات بحث اختصاص دارد، در دو فصل دوم و سوم گنجانده شده است. فصل چهارم به روند ترجمه دانشجویان از ترم سه به هفت مورد بررسی قرار گرفته است. به همین منظور چهل جمله مشتمل بر حرف "که" انتخاب و برای ترجمه به عربی، به دانشجویان داده شد. در این آزمون فقط خطاهای مربوط به ترجمه حرف "که" به عربی مورد توجه قرار گرفته و از دیگر خطاهای آنان در ترجمه چشم پوشی شده است. تجزیه و تحلیل جمله های انتخابی با استفاده از آمار توصیفی-تحلیلی(ANOVA) و به کمک نرم افزار SPSS است. با توجه به بررسی های انجام شده به این نتیجه رسیدیم که دانشجویان در معادل یابی حرف "که" ضعیف عمل کرده، غالبا با پیشرفت تحصیلی آنها، ترجمه آنان چندان تغییری نمی کند بدین گونه که هر سه ترم تقریبا یکسان عمل کرده اند. در این پژوهش با تحلیل خطاهای دانشجویان در ترجمه حرف "که" و ترکیبات حاصل از آن، علت های عمده خطاهای دانشجویان در ترجمه حروف مذکور را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: 1-    تقابل زبان مادری با زبان خارجی و تأثیر زبان مادری در ترجمه دانشجویان. 2-        عدم توجه به خصایص زبانی و ساختار جمله ها. 3- عدم اطلاع از انواع مختلف "که" در زبان فارسی و عدم فهم و شناخت ژرف ساخت جمله. 4- عدم شناخت کافی نسبت به زبان دوم. 5- تدریس مباحث نحوی به شکل غیر کاربردی و در قالب محفوظات. کلید واژه ها: "که"، ترجمه، آموزش، معادل یابی، عربی، فارسی.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آموزش زبان عربی ، مقاله آموزش زبان عربی ، معادل یابی عربی فارسی ، معادل یابی ترجمه ، ترجمه که به عربی ، زبان آموز عربی ، رشته آموزش زبان عربی ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 12:31 ق.ظ



تعداد کل صفحات : 4 1 2 3 4
پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس

آمارگیر وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic